سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

آبان 97 - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید 4

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت دوستان بخیر. باید نون کلام رو تا تنور داغه چسبوند. عزیزجان، یه عده گازشو گرفتن دارن میرن، جا نمونیما. اینقدر آدمای خاص، در اطرافمون هستند که ما فکر میکنیم معمولین. مثل ما لباس می پوشن، مثل ما حرف میزنن، با ما زندگی میکنن، اما فقط خودشون میدونن که چقدر با بقیه فرق دارن. هیچ بعید نیست که در اراده ما هم تصرف کنند، اما ما هیچ متوجه نشیم. اینا هر روز دارن معجزه انجام میدن، اما فقط خودشون ازش خبر دارن. اینقدر خودمونو درگیر مسائل کوچیک نکنیم که مثلا فلانی فلان حرفو زد یا اینطور رفتار کرد. بسیاری از رفتارهای ما اصلاح میشد، اگر وقتی میخواستیم کاری رو انجام بدیم، یکی از معصومین رو در نظر میگرفتیم، و به این فکر میکردیم که اگر آن معصوم جای ما بودند، آیا این کار رو انجام میدادند یا نه. یا انجام این کار موجب رضای خدا هست یا نه. اونایی که بیشتر ما رو عصبانی میکنن رو بیشتر دوست داشته باشیم چون اونا مایه رشد ما هستند (به قول حضرت بیدل: شکستی کو که پردازی دهد آئینه ما را) . اونایی که مایه آرامشند رو هم برای تفریحاتمون و رشدهای دیگر نوع، در کنارمون داشته باشیم. سعی کنیم تا جایی که برامون ممکنه دمپر دیگران باشیم، زیاد با بقیه ارتباط داشته باشیم، چون تمرین دریا دلی (صبوری) رو در ارتباط داشتن با دیگران میشه انجام داد. شاید یکی از دلایلی که صله رحم اینقدر در دینمون سفارش شده هم همین باشه. متاسفانه در جامعه امروز، فقط حرف از جدایی میشنویم، در صورتی که این اشتباهه، در جدایی که رشدی نیست. اگر خلوت نشینی و عزلت گزینی، درجات خاصی داشت، قطعا هیچ خبری از حضور معصومین در جامعه نمیشنیدیم. من در خودم، تاثیر حضور در جامعه رو  حدود هفتاد برابر بیشتر از خلوت نشینی یافتم. باید سختی ها رو تحمل کنیم تا درونمون زیبا بشه. راحت ببخشیم، راحت تحمل کنیم، راحت نادیده بگیریم، راحت گذشت داشته باشیم، آسون خوبی کنیم، آسون خوب باشیم، الکی زندگی رو برای خودمون سخت نکنیم. اگه کسی حرف تلخی زد و نشنیده گرفتیم، کار ناشایستی کرد و ندید گرفتیم هنر کردیم، وگرنه بد و بیراه گفتن رو که هر هنرمند و بی هنری بلده (به قول حضرت حافظ: نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست  کلاه داری و آئین سروری داند). حرص الکی نخوریم، هستند کسانی که ما تحملشونو نداریم، خب رفت و آمدمونو باهاشون کمتر کنیم. همواره حد تعادلی وجود داره. ممکنه یکی دو نفر هم باشند، که واقعا اصلا نباید باهاشون بریم و بیایم، اما اگه با همه اینطور شدیم، مشکل از ماست، نه از اونا. در این صورت این ماییم که چشمه صبر و تحملون خشکیده. بگم از تفاوت صبر با تحمل. صبر کردن به معنای چاره جویی هست، که گاهی اوقات، تنها راه چاره جویی تحمل کردنه. صبر کردن به معنای تلاش در جهت بهبود دادن هست، که زمانهایی، این بهبودی در تحمل کردنه. کسی فرزندی ازش فوت میشه، در چنین موقعیتی واقعا کاری نمیشه کرد جز تحمل کردن (که التبه تحمل کردن هم آدابی داره). بعضی وقتا هم آدم میخواد کاری رو انجام بده اما نمیشه، اینجا باید تلاش کرد و ناامید نشد. (البته هموراه استثنائاتی وجود داره که بحث رو فلسفی میکنه و ازش دوری می کنیم). سنگدل بودن که کاری نداره، هنر در دریادل بودنه. سعی کنیم که دلامونو بزرگ و دریایی کنیم. دریا دل بشیم، ببینیم که میشیم شمع مجلس، همه از رفت و آمد با ما لذت خواهند برد، و البته این لذت برای خودمون چندین برابر خواهد بود. به نقل از امام علی علیه السلام: ناتوان کسی است که در دوست یابی ناتوان است، و ناتوانتر از او کسی که دوستان خود را از دست می دهد. البته که باید در دوست گزینی هم به شایستگی عمل کرد و با هر کسی دوست نشد. اما اینکه کلا با هیچ کسی دوست نشیم اشتباهه. الکی بخاطر مسائل واقعا بی اهمیت خودمونو با خودمون و دیگران درگیر نکنیم. راحت زندگی کنیم، اما در سایه اسلام. اللهم عجل لولیک الفرج. التماس دعا. یا حق.

امام علی علیه السلام:

صبر به اندازه مصیبت فرود آید و آن که در مصیبت بی تاب بر رانش زند اجرش نابود می گردد   .

دانش بهتر از مال است: زیرا علم نگهبان تو است و مال را تو باید نگهبان باشی؛مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد و مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده با نابودی مال نابود می شود. شناخت علم راستین آیینی است که به آن پاداش داده می شود و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت می کند و پس از مرگ نام نیکو به یادگار گذارد؛دانش فرمانروا و مال فرمانبر است.

خدای را اطاعت کنید که در نشناختن پروردگار عذری ندارید.

اگر چشم بینا داشته باشید،حقیقت را نشانتان داده اند؛اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کردند و اگر گوش شنوا دارید حق را به گوشتان خواندند.

برادرت را با احسانی که در حق او می کنی سرزنش کن و شر او را با بخشش بازگردان

 


دلا غافل ز سبحانی چه حاصل

اسیر نفس و شیطانی چه حاصل


بود قدر تو افزون از ملائک

تو قدر خود نمی دانی چه حاصل




تاریخ : چهارشنبه 97/8/30 | 6:56 صبح | نویسنده : امید | نظر

حکمت 3

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت دوستان بخیر. از اونجایی که فرصت نوشتن ندارم، تنها کلام امیر المومنین رو می نویسم. اوقات خوبی داشته باشید. یا حق.


امام علی علیه السلام  :

نیکو کار از کار نیک بهتر و بد کار از کار بد بدتر است.

بخشنده باش اما زیاده روی نکن،در زندگی حسابگر باش اما سختگیر مباش.

از دوستی با احمق بپرهیز چرا که می خواهد به تو نفع رساند اما دچار زیانت می کند.از دوستی با بخیل بپرهیز زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.از دوستی با بدکار بپرهیز که با اندک بهایی تو را می فروشد و از دوستی با دروغ گو بپرهیز که او به سراب ماند:دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند.

اگر با شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم که دشمن من شود با من دشمنی نخواهد کرد و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضای الهی جاری شد.

ارزش مرد به اندازه همت اوست و راستگویی او به میزان جوانمردی اش،شجاعت او به قدر ننگی است که احساس می کند و پاکدامنی او به اندازه غیرت او.

آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که م‍‍ژده داد.

از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن کمتر از آن است.

ضرار بن ضمره:علی را دیدم که شب،پرده های خود را افکنده بود،در محراب ایستاده،محاسن را به دست گرفته و محزون میگریست و می گفت: ای دنیای حرام! از من دور شو آیا برای من خود نمایی می کنی؟ یا شیفته من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟ هرگز مباد! غیر مرا بفریب،که مرا در تو هیچ نیازی نیست،تو را سه طلاقه کرده ام تا بازگشتی نباشد.دوران زندگی تو کوتاه،ارزش تو اندک وآرزوی تو پست است.آه از توشه اندک، درازی راه، دوری منزل و عظمت روز قیامت!

چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی که لذتش می رود و کیفر آن می ماند و عملی که رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است.

در شگفتم از بخیل که به سوی فقری می شتابد که از آن گریزان است و سرمایه ای را از دست میدهد که برای آن تلاش میکند.در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود.و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه ای بی ارزش و فردا مرداری گندیده خواهد بود. و در شگفتم از ان کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده و در شگفتم ار آن که پیدایش دوباره را انکار می کند در حالی که پیدایش آغازین را می نگرد ودر شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنی را آباد می کند اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.

آن کس که در عمل کوتاهی کند،دچار اندوه گردد و آن را که از مال و جانش بهره ای در راه خدا نباشد خدا را به او نیازی نیست




تاریخ : یکشنبه 97/8/27 | 6:20 صبح | نویسنده : امید |

ندای امید 3

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبتتون بخیر. حتما می پرسید که چرا چند وقته خبری از شعر نیست. قبل از عید بود، تصمیم گرفتم روزی یک شعر بگم و تا آخر امسال کتاب شعری چاپ کنم. اما چون کار سرعتی بود، کیفیت کارها خوب نمی شد. تصمیم گرفتم تا دیگه تا زمانی که طبعم تهییج نشده، شعری نگم. بخاطر همین صبر می کنم تا یک مصراع خودش بیاد. از طرفی ممکنه یک شعر، یک بیتش بیاد اما چند ماه طول بکشه تا تکمیل بشه، چون اگه زود تکمیلش کنم، باز از بیان معانی ناب عاجز خواهم بود. صبر، گوهری ارزشمند است. امام علی (ع): آدم صبور پیروزی را از دست نمی دهد، هرچند روزگار آن طولانی شود. اللهم عجل لولیک الفرج. در پناه حق.




تاریخ : پنج شنبه 97/8/24 | 6:48 صبح | نویسنده : امید |

ندای امید 2

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. دفعه قبل کلی صغری کبری چیدم، اما نتیجه کلام رو فراموش کردم بگم، اینکه نشست و برخاست با آدم کوردل لجباز، شرم و حیا رو در آدم از بین میبره، خیلی باید مراقب بود که شرم در وجود آدم از بین نره، شاید بپرسید چطور از بین میره؟ این آدما در عصبانی کردن آدم متخصص هستند!!! همین کافیه تا آدم بعد از عصبانی شدن، حرفی بزنه یا کاری کنه که حرمتی براش شکسته بشه، شکسته شدن اون حرمت، میتونه ادامه دار شده و کم کم عادی بشه. پر رو بودن افراطی بعضی از افراد در جامعه امروز، دلیلش مردن شرم و حیا در وجود فرد هست. من مدتی در بازار کار می کردم، دیدم با بعضی از آدما باید مثل گرگ رفتار کرد (مثلا برای گرفتن یک کار، باید راحت دروغ میگفتم، یا برای زنده کردن چندرغاز پول، ممکن بود کار به دعوا بکشه و حرمتا شکسته بشه)، کشتن شرم و حیا هم لازمه گرگ شدن هست. رک بگم: آدم گرگ صفت، آدم دینداری نیست. خدا توفیق نصیب کرد، اومدم بیرون. اگر آدم ساده دلی هستید (منظور صادق بودنه)، بنای ایمان در وجودتون برپاست. اجازه ندید که دیگران این ساده دلی رو ازتون بگیرند. البته آدم باید حواسش جمع باشه که کسی فریبش نده، چرا که زرنگی هم از صفات مومن هست. باید در دینداری زرنگ بود، نه در دنیا داری. هر دینداری دنیا دار هم هست، اما هر دنیا داری دیندار نیست.

امروز بگم از جبر و اختیار، جادو و چشم زخم. از چهارشنبه هفته قبل، میخواستم بیام اینجا و یه حرفایی بزنم، اما نمی شد. اجازه بدید ماجرا رو تعریف کنم.از خود چهارشنبه شروع می کنم که صبح که از خواب بیدار شدم، الکی و بدون دلیل خسته بودم. شاید واسه شما  هم این اتفاق افتاده باشه که بعضی از روزا الکی خسته باشید. گفتم چند ساعت دیگه بخوابم تا حال و هوام خوب بشه. اما کل چهارشنبه اینطور گذشت که چند ساعت خواب بودم، یکی دو ساعت بیدار و این روند در طول روز ادامه داشت. گفتم پنچشنبه میام و مینویسم، اما پنجشنبه هم صبحش همین خستگی رو داشتم و نشد. هفته قبل، استادم با من تماس گرفت و گفتش که مقاله ای که فرستاده بودیم، رد پذیرش شده، اصلاحاتی که برات میفرستم رو انجام بده، تا بفرستیمش یه جای دیگه، منم برنامه ریزی کرده بودم که این کار رو هم روز چهار شنبه انجام بدم، که نشد، صبح پنجشنبه هم باز خسته بودم، تا اینکه یکی دو ساعت قبل از ظهر، به رغم خستگی، به دلیل پیگیری استادم، و با کراهت کار روی مقاله رو شروع کردم، آنچه که باید انجام میشد، تا ساعت هشت و نیم شب پنجشنبه انجام شد، همین موقع خواهرم اومد خبر داد که عمه اینا دارن میان اینجا، کل دیدار ما با خانواده عمم، در خانه ما، به سالی یکبار ختم میشد، که اونم بازدید عید بود، و چند ساعت بیشتر نمیشد، با خودم گفتم، امشبم که از دست رفت، صبح جمعه حرفمو میزنم، اما این دیدار، 22 ساعت از وقت ما رو به خودش اختصاص داد!!!، و باز هم نشد، روز جمعه جای همه دوستان خالی، رفتیم کوه صفه، خلاصه، خستگی روز جمعه اجازه نداد که حرفمو روز شنبه هم بزنم، و شد یکشنبه. امام علی (ع): خدا رو در سست شدن اراده ها و انجام نشدن کارها شناختم. یه جاهایی هست، یک دستی از غیب واقعا جلو آدمو میگیره، آدم دلیلشو نمی فهمه، اما، به نقل از پیامبر گرامی اسلام (ص): الخیر فی ما وقع. آنچه که اتفاق می افتد، خیر است. اعتقاد داشتن به این حرف، واقعا برای آدم آرامش بخش هست. یک حرفی رو میخواستم بگم، که دیدم قبلا چندین بار به صورتهای مختلف بهش اشاره کردم، اما میخواستم مستقیمتر بگم، که دیدم اینطوری میشه و این اتفاقات میافته، نگفتم. اما قبلا یکبار بوضوح گفتم، تشنه نشید. احترام جبرهای زندگیتون رو داشته باشید!!! و مطلب دیگه اینکه چشم زخم و جادوگری حقیقت دارند. کلیپی رو دیدم که جادوگر، نقاشی پرنده رو زنده می کرد، اون پرنده پر میزد میرفت، واقعا شگفت آور بود، اگر این کلیپ تو مملکت ما پخش بشه، خدا می دونه که چی میشه، اگرچه کار جادوگر، طعنه به کار حضرت عیسی (ع) بود، اما دوستان، حضرت عیسی (ع) مرده رو زنده می کرد، کاری که هیچ جادویی قادر به انجامش نیست، اگر چنین کلیپ هایی دیدید، مراقب ایمانتون باشید که زود از دستش ندید. خداوند متعال، انجام شدن جادو رو حرام اعلام نکرده، اما زنده شدن مردگان رو چرا. از معجزات حضرت موسی (ع)، یکیش این بوده که خورشید از غرب طلوع کرده، هیچ جادویی قادر به انجام این کار هم نیست. و اما چشم زخم، یا زخم چشم. چند روزه که داره برای من اتفاقات بدی می افته، تامل کردم، فهمیدم یک موضوعی داره برای من تکرار میشه. در گذشته که اکانت تلگرام داشتم (دیگه پاکش کردم!!!!) عادت داشتم که تو پروفایلم، شعرهای خودمو بنویسم، اما یک مدتی بدجور بدبیاری داشتم، این بدبیاری ها منو مدتی از اکانتم غافل کرد، و اوضاع زندگی من هم خوب شد. اوضاع که خوب شد، باز کارمو از پی گرفتم، باز بدبیاری ها شروع شد. فهمیدم که اشکال از اینجاست، کار رو متوقف کردم. در حال حاضر تنها یک اکانت واتساپ دارم، با خودم گفتم، اینجا که خبری نیست، نه گروها به شدت تلگرام فعال هستند و نه اینجا مثل اونجا شلوغ پلوغه !!!!. اما امان از دل غافل، یک شعری رو در پروفایلم قرار دادم، بعدش دیدم که رفتار اطرافیانم نسبت به من یه طور دیگه ای شده، دانستم که اینجا هم زیر نظرم، اما چیزیش نگرفتم، این یکی دو هفته گذشته یکم فعالیتم در پروفایل واتساپم هم زیاد شده بود، تا اینکه چند اتفاق بد برام افتاد، فهمیدم که دوباره در دام چشم رخم افتادم، این یکی رو واقعا نمیتونم پاک کنم، چون هم با استادم در ارتباطم و هم داشتن این اکانت برای من دلی شده !!!! (البته چندوقت پیش پاکش کردم، اما چون مجبور بودم، باز نصبش کردم). اینو گفتم، تا اگه باز داشتم گول میخوردم یه سری به اینجا بزنم، و یادم باشه که باز این اشتباهو نکنم، و نیز اینکه شما هم حواستون رو جمع کنید تا نکنه بدبیاری هایی شبیه به من داشته باشید. اللهم عجل لولیک الفرج. الهی، دلتنگیم و مشتاق، آنچه میخواهی از خیر عطا کنی عطا کن، آنچه از شر میخواهی بگردانی بگردان، بقیشو به بزرگی خودت ببخش. یا علی مدد.


تا عشق و رندیست کیشم یکسان بود نوش و نیشم

من دشمن جان خویشم گر او بود دشمن من




تاریخ : سه شنبه 97/8/22 | 7:35 صبح | نویسنده : امید | نظر

ندای امید

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام. وقت و عاقبت دوستان بخیر. امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه. اصلا عالی عالی باشه. روایت جالبی شنیدم، گفتم همراه یک داستان براتون تعریف کنم. قبل از تعریف روایت، بگم که: آقا هم کلام آدم بی خرد لجباز نشیم. اینطور آدما، نه تنها حرفی درشون اثر نمی کنه، بلکه ممکنه با لجبازی مفرطی که دارند ما رو هم از خود بی خود کنند. من خودم همنشینی داشتم که به پیامبر اعتقاد داشت، اما نه نماز میخوند و نه به عذاب الهی فکر میکرد. هرچی هم بهش میگفتی، کارت معقول نیست اصلا نمیفهمید. در پرانتز عرض کنم: در قرآن آمده که فرشتگان از اهل جهنم میپرسند چرا دوزخی شدید؟ مگه پیامبر نداشتید؟ پاسخ میدن که، در آیات الهی تعقل نکردیم و حتی بهشون گوش هم ندادیم. آدم لجباز هم اصلا گوش نمیده. برگردیم به دوستم، که وجود خدا رو از پیامبری شناخته بود که هم مژده رحمت آورده و هم بیم عذاب. اما بیم عذابشو نمیگرفت، الکی به رحمت دلبسته بود. همینا هستن که در قرآن در موردشون گفته شده فکر میکنن هدایت شدن اما نشدن. بریم سراغ روایتی که گفتم. فکر کنم روایت از پیامبر (ص) بود که می فرماید، حضرت عیسی (ع)، مرض برص رو شفا داد، کور مادرزاد رو خوب کرد، مرده رو هم زنده کرد، اما تنها مرضی که نتونست شفا بده، جهل بود. هم کلام آدم جاهل بی خرد نشیم. یکبار در اتوبوس واحد نشسته بودم، وقتی مسافرها سوار شدند و راننده خواست حرکت کنه، در همون لحظه یک خانمی که عجله هم داشت، میخواست از جلو اتوبوس بره اون طرف خیابون، هر دو با هم حرکت کردن،(اتوبوس و اون خانم)، اینطور که شد، هر دو متوقف شدن، باز دوباره هر دو با هم راه افتادن، باز متوقف شدن، و باز هم، بعد از این، راننده اشاره کرد که اون خانم رد بشه. وقتی رفت اون طرف خیابون، راننده سرشو از پنجره برد بیرون و حرف خیلی زشتی زد، آبروی اون رو خانم که محجبه بود و اون سخن مطابق ظاهرش اصلا بهش نمی چسبید، رو بدجوری ریخت، جلو کلی آدم اینکارو کرد. در همین حین یکی از مسافرا هم همدم جناب راننده شد و بحث رو ادامه دار کرد. منم رگ غیرتم به جوش اومد، سینه ستبر کردم، صدامو انداختم تو گلو، خطاب به راننده، بلند گفتم، زشته حاج آقا، از شما بعیده. بخاطر هیچی آبروی یه نفر رو جلو کلی آدم ببری. راننده که ظاهر مذهبی ای هم داشت، کلامو گرفت و ساکت شد و هیچی نگفت. اما اون مسافر بی خرد لجباز، شروع به توجیه کار خودش کرد، منم یکی دوبار جوابشو منطقی دادم، گفتم اگه ناموس خودت بود راضی بودی؟ اما دیدم خیر، این آدم از هموناییه که حرف زدن باهاش، خون خودمو کثیف میکنه، منم سخنی بهش گفتم که کاملا بی معنی بود، تا بره تو فکر، تا میخواست کلام رو برای خودش ترجمه و تفسیر کنه و آخرشم نفهمه که چی شد، ما دیگه رسیدیم به مقصد. حرفی که در برابر جواب آخرش بهش گفتم این بود: این حرف شما، ماه رو به ماهی گره زدنه. گفت ینی چی؟ گفتم خودت ببین چی گفتم. قربون خدا برم که در واکنش به کفار لجباز، فرمود ای پیامبر بهشون بگو دین شما واسه خودتون، دین ما هم واسه خودمون. خب، یه اتفاق جالبی افتاده، که حتما باید براتون تعریف کنم، ان شاءالله. باشه طلبتون. اما چیز دیگه ای که میخوام بگم، در مورد امیدواری هست. خیلی باید حواسمون به شیطان علیه اللعنه باشه، این موجود پست، منتظر نشسته تا سربزنگاه، آدمو بدبخت کنه. درشگفتم از کارای این دشمن جانی، که خدواند متعال، خودش به شیطان گفته تو اهل دوزخی، اما باز از گمراه کردن ما ناامید نشده، در حالی که خدا به هیچ یک از ما نگفته که ما اهل دوزخیم، اما ما به خدا گمان بد میبریم، از رحمتش ناامید میشیم. تازه مستقیما در قرآن آمده که از رحمت خدا نومید نشوید. به نقل از لقمان حکیم خطاب به پسرش: پسرم، اگر گناهکارترین بنده روی زمین بودی، امیدوارترین بنده به خدا باش. البته این کلام نیاز به تفسیر داره، اینکه گناه نباید ما رو از توبه و اسغفار ناامید کنه. اگر اشتباهی کردیم، یکبار ذکر استغفار رو بگیم، و در نظر بگیریم که با همین یکبار بخشیده شدیم، این از رحمت خدا دور نیست. بعضی وقتا، آدمو در ورطه ناامیدی میندازن، بهترین کار در چنین مواقعی تلاوت قرآن هست، اگه حوصله ندارید فقط معنیشو بخونید، اما اگه حوصله دعا و ذکر نداریم، بهترین کار اینه که بشیم مثل یه تیکه چوب، حرفی که من خودم در چنین مواقعی به خودم میگم اینه: امید تو الان حالت خوب نیست، نه کاری بکن و نه حرفی بزن، تا این حالت رد شه بره، و مدام با خودم تکرار میکنم، اگه حالم خیلی افتضاح باشه، سعی میکنم که بخوابم. شیطان علیه اللعنه، ممکنه هزار هزار تلاش بکنه، نتیجه نگیره، منتظر این وقتا میشینه. من تعجب میکنم که بعضی از علما، شیطان رو میبینند، میشینن باهاش مذاکره کردن، اما من اگه ببینمش، دوست دارم با بیل بیافتم دنبالش. این موجود اصلا ارزش نگاه کردن رو هم نداره، مگه اینکه بخوای از روی غیظ بزنیش. خلاصه کلام، هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت از رحمت خداوند متعال ناامید نشیم. و چه زیبا جناب فروغی گفت: (البته با یکم تغییر) فریاد که شد از غضب و خشم تو نومید  آهی که در آن بود امید اثری چند،   یا تلخ مکن کام من از زهر تغافل    یا آنکه بیار از لب شیرین شکری چند   تا بر غم روی تو گشادم در دل را      بر روی من از عیش گشادند دری چند   مست آمدم از میکده عشق تو بیرون    تا واقف از این نکته شود بی خبری چند. و به مناسبت این ماه، اجازه بدید که شادتون کنم: مردان قدیم: زن طعام بیاور، مردان امروزی، جوجو امشب ظرفا نوبت منه یا تو؟ اللهم عجل لولیک الفرج. الهی، الهی، تو میدونی که من در حق دشمنانم هم دلسوزم (البته بجز ابلیس علیه اللعنه)، در حق عزیزانم، دلسوز باش. یا علی مدد. 

تکراری، اما دلگشا

 

امام علی (ع)   :

بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست،به تو اجازه درخواست داده و اجابت آن را به عهده گرفته است.تو را فرمان که از او بخواهی تا عطا کند،رحمت کنی تا ببخشاید،و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند،و تورا مجبور نساخته که به شفیع و واسطه پناه ببری و در صورت ارتکاب گناه دَرِ توبه را مسدود نکرده است.در کیفر تو شتاب نداشته و در توبه و بازگشت بر توعیب نگرفته است.در آنجا که رسوایی سزاوار تـوست ، رسـوا نـساخته و بـرای بازگشت به خویش شرایـط سـنگینی  مطرح نکرده است در گناهان تو را به محاکمه نکشیده و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است.هر گناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده به  حسـاب آورده و راه بازگشت و تـوبـه را به روی تو گشوده است.هرگاه او را بخوانی ندایت  را می شنود و چون با او راز دل گویی راز تو را می داند،پس حاجت خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غم های تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند. 


تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن

در جهان گریان آسان است اشکی پاک کن




تاریخ : یکشنبه 97/8/20 | 7:37 صبح | نویسنده : امید | نظر

در باب فضائل پیامبر اکرم صلوات الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. در آستانه رحلت رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه قرار داریم. گفتم شاید بد نباشه، کمی در باب فضائل پیامبر گرانقدر اسلام صلوات الله علیه صحبت بشه، تا محبت ایشون در قلوب ما پر رنگتر بشه. 1-تمام روی زمین از برای معبد و مسجد امت اوند [اویند [جایز داشت و خاک را از برای تیمم به جای آب اجازه فرموده و امم سابقه را به غیر از معبد معیّن عبادت جایز نبود.2- آن که بر تمام خلایق مبعوث شد و انبیاء ماتقدّم هریک به قومی مبعوث بودند اگر چنان که اکثر از انبیاء بر انس مبعوث بودند آن حضرت بر تمام جنّ و انس مبعوث شدند. 3- در زمان بعثت او شیاطین از عروج به آسمان ممنوع شدند. 4- اسرافیل بر او نازل شده است که بر هیچ پیغمبری نیامد. 5- از قفای خود چنان می دید که از پیش روی می نگریست. 6- آن است که او را بر دیگر امم گواه گیرند و قبول است. 7- چهار دانک از بهشت مخصوص امت آن حضرت است. فرموده است: «انّی لا ارجو ان نکونوا ثلثی اهل الجنّة.» 8- خداوند رحمن الرّحیم تکالیف صعب و مشکل را از امت او برداشته است، چنان که حکم نماز برای مسلمین 40 رکعت بود اما به دعای پیامبر به 17 رکعت کاهش یافت. 9- بر نمازگزاران فرض است که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم او [آنان] را بخواند، جواب دهد [دهند] و این، زیانی به نمازِ نمازگزار ندارد. 10- هدیه از هرکسی برآن حضرت حلال بود بی کراهت. 11- هرکس حضرتش در خواب ببیند[او را دیده است[ زیرا که شیطان به هر صورتی که باشد، متمثّل تواند شد و به صورت آن حضرت نتواند. 12- رتبت عظمی شفاعت او راست چنانچه بعد از امت خود آن جناب، از سایر امم آن گاه که از پیغمبران نا امید شدند، پناه به وجود مبارک آن حضرت برند. 13- امت آن حضرت از همه امم زودتر به بهشت درآیند. 14 - در تاریکی چنان دیدی که در روشنائی. 15 -مکس[مگس [در بدن مبارکش نمی نشست. 16- خُلق مبارکش از تمام بشر بهتر بود. خدا می فرماید: «و انّک لعلی خلقٍ عظیمٍ.» 17- در خلقت و تناسب اعضاء از خلق، اولین و آخرین بود. 18- خداوند عزّ اسمه می فرماید: اگر نه محمد بودی آدم و بهشت و دوزخ را نیافریدم. به تحقیق که از عرش، عرش را ایجاد کردم بی قرار و مضطرب بود؛ بر آن نوشتم لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه قرار گرفت. مروی است که از حضرت مقدّس سؤال کردند که: یا رسول اللّه! افضلیت و شرافت درجه فضل و کمال در حُسن و جمال شما راست یا حضرت یوسف را؟ حضرت فرمودند: «هو اصبح منّی و انا اصلح منه.» به نام یوسف قرعه حُسن و جمال آمده که فتنه عالمیان شنود. علم و فضل و کمال وخوش خوئی را به ما ارزانی داشتند که تا رحمت عالمیان گشتم «و ما ارسلناک الاّ رحمةً للعالمین.» که جبرئیل امین از سدرة المنتهی در رسید و عرضه داشت: یا رحمة للعالمین! در آسمان، یوسف و نور تو را قرعه زدند، حسن جمال یوسف علیه السلام را رسید اما بها و نور شرف و قوّت و شجاعت و فر هیبت و غرو همت و زهد و عبادت و حوض و شفاعت و مسئلت و اجابت و قبول و دعوت قرآن و قبله و امانت و دیانت و فراست و ایمان و فضل و احسان و رضای و صبر و قناعت و شکر و حمد و ذکر و جزاء وافی و کأس اروی و لواء حمد و حوض مورد مقام محمود و محضر شهود و دار سلام و دلداران کرام و رفعت انام و حسب شریف ویست معروف و شجره مبارکه و شجره راسخه و علوّ درجات و زبان فصیح و کلام ملیح و دل حضور و تن صبور و کرم ظاهر و شرف فاخر و کف بذل جود و صف رکوع و سجود و اقسام شریعت و اعلام طریقت و احکام حقیقت و بلد محرم و مسجد معظم و حج و احرام و زمزم و نماز بیتوته و زکوة مفروضه و روزه رمضان و خواندن قرآن و جمع و جماعت و تهلیل و تمجید و علم و وقار و شفاعت و استغفار و بزرگی و مهتری و مهر و مُهر انگشتری و سروری برهمه انبیاء و صد هزار هزار چندین تو را دادند یارسول اللّه! عارفی لطیفه گفته است: اگرچه جمال یوسف علیه السلام پرده برداشتند، زنان مصر دست ها ببریدند اما هنوز از جمال محمدی صلی الله علیه و آله وسلم پرده برنداشتند که هزار مردان مرد زنّارها بریدند. اگر امروز در صفت ناقصان عقول پرده از جمال یوسف برداشتند، دست ها بریدند؛ فردا را در صف رجال اللّه پرده از جمال محمدی صلی الله علیه و آله وسلم برداشتند می شود صدهزار هزار کرور. بلکه تمام عاصیان امت از دوزخ بگذرند چنانچه وارد است که در آن شب، قرب و کرامت آن سلطان اقلیم رسالت خطاب مستطاب ربّ الارباب جلّ جلاله به جبرئیل در رسید که: ای جبرئیل! محمد صلی الله علیه و آله وسلم را در هفتاد هزار پرده عزّت ستوری گردانیده ایم امشب یک پرده از آن پرده ها را بردار تا نظّاره کیان عالم بالا حسن و جمال محمدی را صلی الله علیه و آله وسلم نظاره کنند. چون جبرئیل به امر ربّ جلیل یک پرده از هفتاد هزار پرده از جمال با کمال محمد صلی الله علیه و آله وسلم برداشت، نوری پدید آمد که در پرتو آن نور، نه عرش را نور ماند و نه کرسی را و نه آفتاب و نه ماه را و نه ستاره و نه کرّوبیان عالم قدس را. بعد خطاب آید که: ای محمد! تا چند غم امت خوری! امشب یک پرده از هفتاد هزار پرده از جمال تو برداشتیم؛ نور، قمر، آفتاب، عرش، کرسی، لوح، قلم، ممسه را مضمحل، نابود و ناچیز کرد؛ فردا که در عرصات قیامت که این هفتاد هزار پرده پرداریم اگر معاصی و ذلاّت و هفوات امتت در جنب آن ناچیز گردد چه عجب «الحمدللّه الذی جعلنی من امّةٍ محمّدٍ صلّی اللّه علیه و آله.» 19- بدان که هریک از پیغمبران را خلوت خانه ای بود که در آن خلوت از نفس خود رسته و به حق پیوسته؛ بودند از آن جمله، حضرت موسی علیه السلام را خلوت گاه طور بود که ظاهرش به مطالعه «انظر الی جبلٍ»38، باطنش به مشاهده انوار خلوت گاه. حضرت عیسی علیه السلام [در[ فلک چهارم بود؛ چشمش با ملائکه همراز، جانش به عالم قدس به حق تعالی دمساز «بل رفعه اللّه الیه»39 خلوت گاه حضرت ابراهیم علیه السلام درون آتش، بود ظاهرش به آتش مشغول و سرّش به حضرت جلّ و علاّ مکاشف و به این کلمه متکلّم: «انّی داهب الی ربّی سیهدین.»40 اما خلوت خانه رسالت ـ صلی اللّه علیه و آله ـ آن بود که چون خواستند از ماسوی خلاصش سازند و سرّش تمامی از غیر خود باز دارند، به مقام قرب به این کنایه فرمودند که: «دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنا»41، آن بود که نفس نفیس آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم به ذات مقدّس مشغول شد و در آن فرا نفسی برآورد که «التحیّات للّه و الصلوات و الطیّبات».42 چون عرض تحیّت فرمود، به تشریف سلام از حضرت ملک علاّم مشرف گشت و به خلعت برکت و رحمت مخصوص شد که «السلام علیک ایها النبّی و رحمة اللّه و برکاته.»43 خطاب آمد که: یا محمد! بنشین و خاموش باش. همه پیغمبران را ایستادن بود تو را نشستن. نشستن آن ها را گفتن بود تو را شدن. همه گفتن، ماشنیدیم اکنون تو بشنو، ما بگوییم همه کس راز خود با حبیب خود گفتند من راز خود با تو می گویم: «فااوحی الی عبدٍه ما اوحی»

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شــدم 
                                                   چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شـــــــدم 

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم 
                                                   همچو منصور خریدار سر دار شــــــــدم 

غم دلدار فکنده است به جانم، شــــررى 
                                                   که به جان آمدم و شهره بازار شــــــــــدم 

درِ میخانه گشایید به رویم، شـب و روز 
                                                   که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کـــــردم 
                                                   خرقه پیر خراباتى و هشیار شــــــــــــدم 

واعظ شهر که از پند خــــود آزارم داد 
                                                   از دم رند مى آلوده مددکار شـــــــــــــدم 

بگذارید که از بتکــــــــده یادى بــــــکنم 
                                                   من که با دست بت میکده بیدار شـــــــــدم

امام خمینی رحمت الله علیه

Image result for â?«Ø¨Ù? حسÙ? Ù? Ø®Ù?Ù? Ù? Ù?Ù?اâ?¬â??

 




تاریخ : سه شنبه 97/8/15 | 6:41 صبح | نویسنده : امید | نظر

ختم مجرب 2

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. بعضی وقتا یه کارایی واسه آدم پیش میاد که هم باید انجامش بده و هم دوست نداره که انجامش بده، در چنین مواقعی بهتره که آدم محکم بچسبه به اون کار تا زودتر تمومش کنه و از ادامه دار شدنش رنج نبره. خب آنچه که از گفته قبل باقی موند روش دوم ختم بسیار مجرب آیة الکرسی هست. دلیل اینکه دفعه قبل این ختم رو نگفتم، تجربه ای بود که داشتم که توضیح میدم. این ختم، ختمی هست به عدد اسم کرسی که 290 مرتبه هست و کیفیت ختم همون کیفیت ده وقفی است که قبلا گفته شد. اما در این ختم نباید اشتباهی ایجاد بشه مثلا اینکه از " و هو العلی العظیم" نباید پیشتر رفت. وگرنه ختم باطل خواهد شد و باید از سر گرفته بشه. من خودم، یکبار 170 مرتبه خونده بودم که در 171 امین مرتبه از وقف دهم رد شدم. با اینکه ختم من باطل شد، اما باز هم برکت بسیار بسیار بسیار شگفت انگیزی برای من داشت، همون شب توی خواب مژده ای به من دادند که بی ربط به حاجتم نبود. الحمدلله. برای اینکه توفیق این ختم نصیبم بشه، اول یک ختم به عدد اسم خودم انجام دادم و بعد یکبار دیگه ختم رو انجام دادم. اگر عدد اسمتون کمتر از این مقدار هست، و صرفه پذیره که اول به عدد اسم خودتون ختم رو انجام بدید، اینکارو انجام بدید وگرنه همون ختم 290 مرتبه رو انجام بدید. ان شاءالله که توفیق نصیبتون بشه.بهتره که ختم در شب جمعه، و یکشنبه شب یعنی شب دوشنبه انجام بشه. کل این ختم دو ساعت و نیم تا سه ساعت طول میکشه، وسطای کار که میشه، کام دهن درد میگیره، دستا عرق میکنه، کمر درد و ... اما ارزششو داره که یکبار با توجه شایسته ای این ختم رو انجام بدید. اما آخرش هرچی بگیم، بعضی ها حال و حوصله این کارا رو ندارن، پس اجازه بدید که برای قضای حاجات دنیوی، یک چیز آسونتری رو بیان کنم. تقریبا مشهد، مسیر هر آدم معتقد و نامعتقدی هست، اگه رفتید مشهد، آدرس امامزاده ناصر و یاسر رو بپرسید، یه سری بزنید. حتما میگید رفتیم مشهد، بریم از امام زاده حاجت بگیریم؟ ما قدر و منزلت امامان خودمون رو نمیدونیم، باید از امام رضا حاجات اخروی رو خواست. مثلا اینکه غذاب قبر رو از ما بردارن، حساب رو از نامه عمل ما بردارن و مواردی از این قبیل. حاجات دنیوی رو دعای عرفا هم بر طرف میکنه. اما اگه حاجتی دارید که هم جنبه دنیوی داره و هم اخروی، از امام معصوم طلب کنید. در دولت آباد اصفهان هم امامزاده نرمی رو داریم. یکبار فرصت دارید که ازش حاجت بگیرید، اما بار دوم دیگه معلوم نیست، پس حواستون باشه که چی میخواین، اگه کسی مسیرش به اصفهان خورد و حاجت داشت، ادرس بپرسه و حتما بره. اما اگه حاجت خیلی مهمی دارید که کاملا براتون صعب الوصول هست، توسل کنید به علی اصغر امام حسین علیه السلام، سری در این توسل هست. هی، چی بگم. الهی، دیگه ظهور امام زمان ما رو برسون. این حال خوبی که به من دادی رو به همه بده، حال این روزام، مصداقی از سوره انشراح هست، الهی شکر بی حد، دیروز و امروز خودمو گذاشتی جلوم، و چی که نمیگی. الهی حاجت منو وقتی بده که تو خشنود و راضی هستی، چی بخوام بهتر از خشنودی تو. تو همونی که میخوامی .


ای قصه بهشت ز کویت حکایتی

شرح جمال حور ز رویت روایتی


هر پاره از دل من و از غصه قصه ای

هر سطری از خصال تو وز رحمت آیتی


در آتش ار خیال رخش دست میدهد

ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی 

 




تاریخ : جمعه 97/8/11 | 6:55 صبح | نویسنده : امید | نظر

حافظانه




تاریخ : پنج شنبه 97/8/3 | 5:47 صبح | نویسنده : امید | نظر

ختم مجرب 1

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبتتون بخیر. تصمیم گرفتم تا دو ختم بسیار مجرب رو به شما معرفی کنم. اولین مورد، ختم سوره یس هست. طریقه ختم اینطور هست که باید این سوره را بین اذان ظهر پنچشنبه تا اذان ظهر جمعه، 40 مرتبه خواند. هر 10 مرتبه قرائت این سوره، حدود 50 تا 60 دقیقه طول میکشه. توصیه میکنم این ختم رو در چهار نوبت انجام بدید، تا هم خسته کننده نشه، و هم به نحو شایانی انجام بشه. ختم بعدی ختم آیة الکرسی هست. ختم آیة الکرسی، بر دو نوع هست. مورد اول: باید ختم آیة الکرسی رو به عدد اسم خودتون بخونید. یعنی اینکه عدد اسم فرد با استفاده از حروف ابجد کبیر بدست آورده شده و ختم به تعداد اون انجام میشه. امیدوارم که عدد اسمتون، عدد بزرگی نباشه. اگر کسی آیة الکرسی را به روش ده وقف و ده عقد به عدد اسم خود بخواند، ابواب فتوحات بر وی گشاده گردد. کیفیت ختم هم بصورت زیر هستش. بعد از هر وقف یکی از انگشتان دست بسته میشه، که از انگشت کوچک دست راست شروع شده و به انگشت شست دست چپ ختم میشه. اگر حاجتی دارید، بین دو عین وقف پنجم اونو در نظر داشته باشد. و اگر از شر بلایی، نگران هستید، اون بلا رو بین دو میم وقف ششم در نظر داشته باشید. ختم دیگر آیة الکرسی، که واقعا آثار و برکات بسیار عجیبی با خودش داره، باشه طلبتون !!!!! اللهم عجل لولیک الفرج. التماس دعا.


1- اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ

2- الْحَیُّ الْقَیُّومُ

3- لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ

4- لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ

5- مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ

6- یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

7- وَلا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَاءَ

8- وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ

9- وَلا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا

10- وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

 

 

بکوش امروز تا گندم بپاشی

که فردا بر جوی قادر نباشی

 

تو خود بفرست برگ رفتن از پیش

که خویشان را نباشد جز غم خویش

 




تاریخ : چهارشنبه 97/8/2 | 6:9 صبح | نویسنده : امید | نظر

حکمت 2

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. بحث امروز رو بر خودم واجب دیدم، این شد که مزاحم شدم!!! گاهی اوقات یه حرفایی به گوش آدم میرسه، تاسف بار. آدمی نیروی بالقوه ای در خود داره که میتونه بسیاری از بیماری هایی که با دارو درمان میشن رو  تنها با کنترل ذهن خودش درمان کنه. سالها دل طلب جام جم از ما می کرد   آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد. بی مقدمه عرض کنم: افکار باطل رو باید در نطفه خفه کرد. حتی در زمینه فکری نیز پیشگیری بهتر از درمان است. اجازه کوچکترین رشدی به افکار باطل، آدم رو از مرحله پیشگیری، که امری بسیار ساده هست، خارج، و او را نیازمند درمان، که با خودش مکافاتها داره، میکنه. برای پیشگیری، هر کسی، با توجه به شناختی که از خودش داره میتونه روش خودش رو داشته باشه. اما برای ارائه نگرشی عملی در این زمینه، بعنوان سرنخی برای عاملان امر، قصه رو اینطور تفسیر می کنم. برای خفه کردن افکار باطل در نطفه، تصویری ذهنی از اون فکر در نظر بگیرید. مثلا یک دانه گیاه. این دانه زمانی که فکر باطلی در ذهن ایجاد میشه، شروع به جوانه زدن می کنه. حالا، وقتی هست که باید این دانه جوانه زده رو در ذهن خود نابود کنیم (نابودی افکار باطل در نطفه). مثلا با استفاده از یک چکش لهش کنیم. گاهی اوقات نیاز هست که متناوبا این کار رو انجام بدیم، یعنی اینکه دانه ای رو نابود کردیم، باز یک لحظه بعد نیاز باشه این کار رو انجام بدیم، این کار تا زمانی ادامه پیدا میکنه که تمرکز ذهن بر افکار باطل مختل بشه. اگر این تصویر ذهنی، تصویری از یک موجود چندش آور یا ترسناک (با توجه به دید خود فرد) مثل مارمولک یا مار باشه اثر بخشی بیشتری خواهد داشت. ممکنه فردی با توجه به شرایط خودش، چند تصویر ذهنی داشته باشه، یا حتی برای اثر بخشی بیشتر، بر روی این تصویر ذهنی، صدا گذاری ذهنی هم انجام بده. به هر حال آنچه که اهمیت داره اینه که باید از همون ابتدا در مقابل افکار باطل ایستادگی کرد، تاکید میکنم از همون ابتدا. هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی   کــس نـکـند بجای تو آنچه تو خود به خود کنی.

امام علی علیه السلام:

خداوند در شکر گذاری را به روی بنده ای باز نمی کند تا در فزونی نعمت را ببندد.در توبه را باز نمی کند تا در بخشش را ببندد و در دعا را نمی گشاید تا در استجابت را ببندد. 

 

ای فرزند آدم! زمانی که خدا را می بینی که انواع نعمت ها را به تو می رساند در حالی که معصیت کاری بترس.

عمری که خداوند توبه را می پذیرد 60 سال است.

 

خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد ، برای حسابرسی قیامت کار کند ، با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد. 

نیش زن شیرین است. 

غیرت زن کفر آور و غیرت مرد نشانه ایمان اوست.

از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نا اهل است. 

در شگفتم از کسی که می تواند توبه کند و ناامید است.

هیچ کاری با تقوا اندک نیست و چگونه اندک است آنچه که پذیرفته شود؟ 

فرمان خدا را بر پا ندارد جز آن کس که در اجرای حق مدارا نکند ، سازشکار نباشد و پیرو آرزو ها نگردد. 

 

بـد اخـتـر تـر از مـردم آزار نـیست

که روز مصیبت کسش یار نیست


چـو بـیـداد کـردی تـــوقــع مـــدار

که نـامـت بـه نـیــکی رود در دیـار


مـگـو آنـچـه طـاقـت نـداری شـنو

که جـو کشته گنـدم نخواهی درو


چه نیکو زده است این مثل برهمن

بـود حرمـت هـر کـس از خویشتن


چـو دشنام گویـی دعـا نـشـنـوی

بـجــز کـشـتـه خـویـشـتـن نـدروی


نـخواهی که نـفرین کنند از پست

نــکــو گـوی تـا بد نـگـویــد کـسـت

 

 

 




تاریخ : سه شنبه 97/8/1 | 6:49 صبح | نویسنده : امید | نظر
       


.: Weblog Themes By Slide Skin:.