سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

حکایت 2 - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

حکایت 2

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. امروز، یه جا یه خبری بود، که من رو بسیار بی قرار و بی تاب و آشفته حال کرده بود، و به این راحتی ها نتونستم خودمو آروم کنم. خب اتفاق امروز سبب ساز شد، تا در ابتدای امر در مورد دو ذکر، نکاتی رو عرض کنم. اولین نکته در مورد ذکر شریف بسم الله الرحمن الرحیم هست. اگر بخوام نثر آهنگین، دلنشین و روان بخشی که در این ذکر وجود داره رو توضیح بدم، چیزی نمیتونم بگم جز اینکه بگم : بسم الله غفور الشکور. دیگه مقایسه اذکار و قضاوت امر با خودتون. حالا که دلنشینی و روان بخشی این ثابت شد، میخوام در مورد ذکر دوم توضیح بدم. اما تاثیر این ذکر، گفتنی نبوده و باید احساس بشه، و این نشود جز بر مومنین. ذکر دوم، تسبیحات اربعة هست، کسانی که در معرض تلاطمات روحی عدیده ای قرار دارند یا هنگام خوابیدن دیر خوابشون میبره، از این ذکر استفاده کنند. قصد داشتم که داستان جالب دیگری رو خدمت دوستان عرض کنم، اما یه احساسی منو از این کار منع میکنه، وقتی گفتن و نگفتن رو بر خودم عرضه میکنم، میبینم که گفتنش، نورانیتی رو از من میگیره، و نگفتنش نورانیتی رو در من افزایش میده، لذا بگذریم، قرار بود از ترمز بندگی بگم. در بین صفات 50 گانه ای که چند مورد از آن در گذشته بیان شد، یک مورد خیلی خیلی خیلی خطرناک وجود داره که در واقع اون بود که منو زمین گیرم کرد. و اون چیزی نیست، جز عجب. وقتی آدم اعمالشو درست میکنه، و دیگه دست و زبانش در اختیار خاصه او قرار میگیره، کوچه پس کوچه های روحی شروع به پدیدار شدن میکنه، و اونجاست که آدم باخودش درگیری فکری پیدا کرده، و اگر ندونه که چه بکنه، بعد از کلی زحمت و تلاش، در دره سقوط میکنه. در قرآن و روایات تدبر کردم، تا ببینم افق دید انسان چطور باید باشه، تا از بلای عجب جان سالم به در ببره. دیدم در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده که هر چیزی سید و آقایی دارد که سید و آقای قرآن نیز، آیة الکرسی است. پس نهایت هر تدبری باید نمودی در آیة الکرسی داشته باشه. خب بریم سراغ اصل ماجرا. اگر کسی آنچه که در حکایت قبلی گفتم رو بهش عمل کنه، خیلی زود اوج فرا تصوری خواهد کرد، و در نهایت وارد کوچه پس کوچه های روحی خواهد شد. اونجاست که شوق عبادت، میتونه آدم رو به قهقرا ببره. حتما میپرسید که چطور؟ در واقع در چنین مرحله ای ممکنه فرد دوست داشته باشه برای نزدیکی هرچه بیشتر به خدا هر عمل خوبی که به نظرش میرسه رو انجام بده، و ممکنه اون اعمال از حد تکلیف اون فرد خارج بوده و نتونه انجامش بده، و این عدم توانایی در انجام اون کار، او رو سرخورده و سرخورده تر کرده و به زمین بزنه. اینجاست که آیة شریفه " لا یکلف الله نفسا الا وسعها" جلوه گری میکنه، و ترمز آدم رو میکشه، ولی آیة دیگری هم هست که میگه "در کار خیر سبقت بگیرید" و مقایسه این دو آیة شریفه در فرد ناعالم دوگانگی ایجاد میکنه.حال اگر فرد شناخت کافی نداشته باشه و از کسی که عالم امر باشه مشکلشو نپرسه دچار تضاد شده و خیلی راحت راهشو گم میکنه. و اما آیه دیگری هم هست که میگه "جن و انس آفریده نشد مگر برای عبادت کردن". خب حالا ما باید به کدوم از دو آیة فوق عمل کرده و چه راهی رو بریم که عبادت کرده باشیم؟ اینجاست سید این آیات، که همون آیة الکرسی (و افق دید ما) هست مشکل رو حل میکنه. در همون ابتدای آیة الکرسی داریم که : الله لا اله الا هو :. این ذکر، ذکر توحید هست. یعنی در یگانه پرستی خداوند متعال، باید بگونه ای عمل بشه که این مفهوم همواره در روح آدمی پدیدار باشه. خب بریم سراغ نتیجه گیری: دوست عزیز، در انجام کارهای خیر، مثلا اقامه نماز مستحبی، یا مواردی از این قبیل، اگر دیدید که آیة شریفه "لا یکلف الله نفسا الا وسعها" شما رو به داشتن "الله لا اله الا هو" میرسونه، باید اون کار رو ترک کنی، تا حق افق نهایی ادا بشه، و اگر سبقت در کار خیر، حق افق نهایی رو ادا میکنه، اون کار رو انجامش بده. خب حالا بگم که اینا اصلا چه ربطی به عجب داشت؟ امان از عجب، امان، که چه صفت مخفی و ناپسندی هست که برای دیدنش باید چشمی به تیزبینی چشم عقاب داشت. برای خودم پیش اومد که داشتم شیطان رو لعن میکردم، اثرات عجب رو در اون لعن دیدم و سریعا دست از این کار کشیدم.  آفت افق دیدی که گفتم، عجب هست. ینی ممکنه فردی تشخیص بده که الان باید کاری رو انجام ده تا حق افق دید رو ادا کرده باشه. اون کار رو انجام میده، و بخاطر انجامش، مغرور میشه. اما امان از دل غافل که آفت زده به جانش. باید احساس سرور و تواضع داشت نه غرور. باری برای نماز شب بیدار شدم، مشغول نماز که شدم دیدم اگرچه واقعا دوست دارم این نماز رو بخونم، اما حاصل نهایی این نماز، سازندگی نیست، همون روز، از اینکه نتونسته بودم اون نماز رو بخونم دلسوخته بودم، اما خدا رو صد هزار مرتبه شکر، عجبی در من نبود.  و نیز در کلامی از امیر المومنین علی (ع) هست که میفرمایند: گناهی که تو را پشیمان کند بهتر از کار خیری است که تو را مغرور سازد، و با تدبر در این کلام میشه فهمید که کجاست که باید ترمز عبادت رو کشید، البته در واقع اینجا، عبادت کردن در عبادت نکردن است (دیگه خودتون معقولانه کلام رو تفسیر کنید). همواره خضوع و خشوع رو در پیشگاه خداوند متعال حفظ کنید، مبادا اگر چندتا دعا ازتون مستجاب شد و به رحمت خاصه خدا پی بردید، با خودتون بگید من که دیگه خدا رو دارم، پس اجازه انجام هر کاری رو به خودتون بدید. آیة شریفه "انتم الفقراء الی الله" ریشه عجب رو خشک، و آیة شریفه "سبح اسم ربک الاعلی" و یا "و هو العلی العظیم" مقام معبود رو در نظر بنده نمایان میکنه و باعث میشه که آدم حواسشو جمع کنه که کجاست. خب دوستان، آنچه که در ابتدا نیت گفتنشو داشتم رو گفتم، میمونه اون نکات اخلاقی ای که قولشو داده بودم، که اگر توفیقی باشه ان شاء الله امشب یا نهایتا تا سه شنبه بیان خواهم کرد. قبل از اینکه این وبلاگ رو راه اندازی کنم، چند روزی بود که قصد کرده بودم که بیام اینجا و این حرفا رو بگم، اما حال و حوصله این کار رو نداشتم، تا اینکه برای یه کار دیگه ای، تفالی زدم به دیوان حضرت لسان الغیب، در قسمتی از این فال گفته شده بود که، خیالاتی که در سر داری رو عملی کن، با توجه به مناسبت امر، گفتم حتما خیریتی در کار هست، و شروع کردم به نوشتن، در اواسط کار تصمیم گرفتم که این کار رو توسعه بدم، اما چند روزی هست که به شدت احساس میکنم، شرح این قدر کفایت. لذا به احتمال زیاد این گفته ما قبل آخر بنده باشه، پس اجازه بدید که توصیه ای برادرانه داشته باشم: دیدن فیلم سیاحت غرب رو از دست ندید (اونی که یک ساعت هست پر محتواتره)، توی اینترنت سرچ کنید هستش، باعث میشه که یاد فراموش شده مرگ در ما زنده بشه و کمی به حساب کار خودمون رسیدگی کنیم (همان به که نصیحت یاد گیریم    که پیش از مرگ یک نوبت بمیریم). الهی ظهور امام زمان ما رو برسان، همه ما رو به راه راست هدایت کن، ما رو از جمله آفات ایمان حفظ کن، قلوب ما رو پس از آنکه هدایت کردی از حق منحرف نکن، الهی بر خواری ما در نشناختن عظمت خودت رحم کن، الهی نادانی ما را از یاد ما مبر، الهی با فضل خودت با ما رفتار کن، الهی ما را بدانچه که بر آن تحملمان نیست آزمایش مکن، الهی همه ما رو عاقبت بخیر کن، الهی همه ما رو پاک و طیب و طاهر کن و پلیدی رو از ما بزدای، الهی، از تو برای همگان طلب عافیت، و برای مصیبت زدگان طلب صبر دارم.


دل ز ب ل ا و ح ادثه از ت و ح ذر ن م ی ک ند

 




تاریخ : یکشنبه 97/7/22 | 5:7 عصر | نویسنده : امید | نظر
.: Weblog Themes By Slide Skin:.