سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

در باب فضائل پیامبر اکرم صلوات الله علیه - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

در باب فضائل پیامبر اکرم صلوات الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. در آستانه رحلت رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه قرار داریم. گفتم شاید بد نباشه، کمی در باب فضائل پیامبر گرانقدر اسلام صلوات الله علیه صحبت بشه، تا محبت ایشون در قلوب ما پر رنگتر بشه. 1-تمام روی زمین از برای معبد و مسجد امت اوند [اویند [جایز داشت و خاک را از برای تیمم به جای آب اجازه فرموده و امم سابقه را به غیر از معبد معیّن عبادت جایز نبود.2- آن که بر تمام خلایق مبعوث شد و انبیاء ماتقدّم هریک به قومی مبعوث بودند اگر چنان که اکثر از انبیاء بر انس مبعوث بودند آن حضرت بر تمام جنّ و انس مبعوث شدند. 3- در زمان بعثت او شیاطین از عروج به آسمان ممنوع شدند. 4- اسرافیل بر او نازل شده است که بر هیچ پیغمبری نیامد. 5- از قفای خود چنان می دید که از پیش روی می نگریست. 6- آن است که او را بر دیگر امم گواه گیرند و قبول است. 7- چهار دانک از بهشت مخصوص امت آن حضرت است. فرموده است: «انّی لا ارجو ان نکونوا ثلثی اهل الجنّة.» 8- خداوند رحمن الرّحیم تکالیف صعب و مشکل را از امت او برداشته است، چنان که حکم نماز برای مسلمین 40 رکعت بود اما به دعای پیامبر به 17 رکعت کاهش یافت. 9- بر نمازگزاران فرض است که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم او [آنان] را بخواند، جواب دهد [دهند] و این، زیانی به نمازِ نمازگزار ندارد. 10- هدیه از هرکسی برآن حضرت حلال بود بی کراهت. 11- هرکس حضرتش در خواب ببیند[او را دیده است[ زیرا که شیطان به هر صورتی که باشد، متمثّل تواند شد و به صورت آن حضرت نتواند. 12- رتبت عظمی شفاعت او راست چنانچه بعد از امت خود آن جناب، از سایر امم آن گاه که از پیغمبران نا امید شدند، پناه به وجود مبارک آن حضرت برند. 13- امت آن حضرت از همه امم زودتر به بهشت درآیند. 14 - در تاریکی چنان دیدی که در روشنائی. 15 -مکس[مگس [در بدن مبارکش نمی نشست. 16- خُلق مبارکش از تمام بشر بهتر بود. خدا می فرماید: «و انّک لعلی خلقٍ عظیمٍ.» 17- در خلقت و تناسب اعضاء از خلق، اولین و آخرین بود. 18- خداوند عزّ اسمه می فرماید: اگر نه محمد بودی آدم و بهشت و دوزخ را نیافریدم. به تحقیق که از عرش، عرش را ایجاد کردم بی قرار و مضطرب بود؛ بر آن نوشتم لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه قرار گرفت. مروی است که از حضرت مقدّس سؤال کردند که: یا رسول اللّه! افضلیت و شرافت درجه فضل و کمال در حُسن و جمال شما راست یا حضرت یوسف را؟ حضرت فرمودند: «هو اصبح منّی و انا اصلح منه.» به نام یوسف قرعه حُسن و جمال آمده که فتنه عالمیان شنود. علم و فضل و کمال وخوش خوئی را به ما ارزانی داشتند که تا رحمت عالمیان گشتم «و ما ارسلناک الاّ رحمةً للعالمین.» که جبرئیل امین از سدرة المنتهی در رسید و عرضه داشت: یا رحمة للعالمین! در آسمان، یوسف و نور تو را قرعه زدند، حسن جمال یوسف علیه السلام را رسید اما بها و نور شرف و قوّت و شجاعت و فر هیبت و غرو همت و زهد و عبادت و حوض و شفاعت و مسئلت و اجابت و قبول و دعوت قرآن و قبله و امانت و دیانت و فراست و ایمان و فضل و احسان و رضای و صبر و قناعت و شکر و حمد و ذکر و جزاء وافی و کأس اروی و لواء حمد و حوض مورد مقام محمود و محضر شهود و دار سلام و دلداران کرام و رفعت انام و حسب شریف ویست معروف و شجره مبارکه و شجره راسخه و علوّ درجات و زبان فصیح و کلام ملیح و دل حضور و تن صبور و کرم ظاهر و شرف فاخر و کف بذل جود و صف رکوع و سجود و اقسام شریعت و اعلام طریقت و احکام حقیقت و بلد محرم و مسجد معظم و حج و احرام و زمزم و نماز بیتوته و زکوة مفروضه و روزه رمضان و خواندن قرآن و جمع و جماعت و تهلیل و تمجید و علم و وقار و شفاعت و استغفار و بزرگی و مهتری و مهر و مُهر انگشتری و سروری برهمه انبیاء و صد هزار هزار چندین تو را دادند یارسول اللّه! عارفی لطیفه گفته است: اگرچه جمال یوسف علیه السلام پرده برداشتند، زنان مصر دست ها ببریدند اما هنوز از جمال محمدی صلی الله علیه و آله وسلم پرده برنداشتند که هزار مردان مرد زنّارها بریدند. اگر امروز در صفت ناقصان عقول پرده از جمال یوسف برداشتند، دست ها بریدند؛ فردا را در صف رجال اللّه پرده از جمال محمدی صلی الله علیه و آله وسلم برداشتند می شود صدهزار هزار کرور. بلکه تمام عاصیان امت از دوزخ بگذرند چنانچه وارد است که در آن شب، قرب و کرامت آن سلطان اقلیم رسالت خطاب مستطاب ربّ الارباب جلّ جلاله به جبرئیل در رسید که: ای جبرئیل! محمد صلی الله علیه و آله وسلم را در هفتاد هزار پرده عزّت ستوری گردانیده ایم امشب یک پرده از آن پرده ها را بردار تا نظّاره کیان عالم بالا حسن و جمال محمدی را صلی الله علیه و آله وسلم نظاره کنند. چون جبرئیل به امر ربّ جلیل یک پرده از هفتاد هزار پرده از جمال با کمال محمد صلی الله علیه و آله وسلم برداشت، نوری پدید آمد که در پرتو آن نور، نه عرش را نور ماند و نه کرسی را و نه آفتاب و نه ماه را و نه ستاره و نه کرّوبیان عالم قدس را. بعد خطاب آید که: ای محمد! تا چند غم امت خوری! امشب یک پرده از هفتاد هزار پرده از جمال تو برداشتیم؛ نور، قمر، آفتاب، عرش، کرسی، لوح، قلم، ممسه را مضمحل، نابود و ناچیز کرد؛ فردا که در عرصات قیامت که این هفتاد هزار پرده پرداریم اگر معاصی و ذلاّت و هفوات امتت در جنب آن ناچیز گردد چه عجب «الحمدللّه الذی جعلنی من امّةٍ محمّدٍ صلّی اللّه علیه و آله.» 19- بدان که هریک از پیغمبران را خلوت خانه ای بود که در آن خلوت از نفس خود رسته و به حق پیوسته؛ بودند از آن جمله، حضرت موسی علیه السلام را خلوت گاه طور بود که ظاهرش به مطالعه «انظر الی جبلٍ»38، باطنش به مشاهده انوار خلوت گاه. حضرت عیسی علیه السلام [در[ فلک چهارم بود؛ چشمش با ملائکه همراز، جانش به عالم قدس به حق تعالی دمساز «بل رفعه اللّه الیه»39 خلوت گاه حضرت ابراهیم علیه السلام درون آتش، بود ظاهرش به آتش مشغول و سرّش به حضرت جلّ و علاّ مکاشف و به این کلمه متکلّم: «انّی داهب الی ربّی سیهدین.»40 اما خلوت خانه رسالت ـ صلی اللّه علیه و آله ـ آن بود که چون خواستند از ماسوی خلاصش سازند و سرّش تمامی از غیر خود باز دارند، به مقام قرب به این کنایه فرمودند که: «دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنا»41، آن بود که نفس نفیس آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم به ذات مقدّس مشغول شد و در آن فرا نفسی برآورد که «التحیّات للّه و الصلوات و الطیّبات».42 چون عرض تحیّت فرمود، به تشریف سلام از حضرت ملک علاّم مشرف گشت و به خلعت برکت و رحمت مخصوص شد که «السلام علیک ایها النبّی و رحمة اللّه و برکاته.»43 خطاب آمد که: یا محمد! بنشین و خاموش باش. همه پیغمبران را ایستادن بود تو را نشستن. نشستن آن ها را گفتن بود تو را شدن. همه گفتن، ماشنیدیم اکنون تو بشنو، ما بگوییم همه کس راز خود با حبیب خود گفتند من راز خود با تو می گویم: «فااوحی الی عبدٍه ما اوحی»

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شــدم 
                                                   چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شـــــــدم 

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم 
                                                   همچو منصور خریدار سر دار شــــــــدم 

غم دلدار فکنده است به جانم، شــــررى 
                                                   که به جان آمدم و شهره بازار شــــــــــدم 

درِ میخانه گشایید به رویم، شـب و روز 
                                                   که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کـــــردم 
                                                   خرقه پیر خراباتى و هشیار شــــــــــــدم 

واعظ شهر که از پند خــــود آزارم داد 
                                                   از دم رند مى آلوده مددکار شـــــــــــــدم 

بگذارید که از بتکــــــــده یادى بــــــکنم 
                                                   من که با دست بت میکده بیدار شـــــــــدم

امام خمینی رحمت الله علیه

Image result for â?«Ø¨Ù? حسÙ? Ù? Ø®Ù?Ù? Ù? Ù?Ù?اâ?¬â??

 




تاریخ : سه شنبه 97/8/15 | 6:41 صبح | نویسنده : امید | نظر
.: Weblog Themes By Slide Skin:.