سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید

بسم الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام. وقت و عاقبت دوستان بخیر. امیدوارم که حالتون خوب خوب باشه. اصلا عالی عالی باشه. روایت جالبی شنیدم، گفتم همراه یک داستان براتون تعریف کنم. قبل از تعریف روایت، بگم که: آقا هم کلام آدم بی خرد لجباز نشیم. اینطور آدما، نه تنها حرفی درشون اثر نمی کنه، بلکه ممکنه با لجبازی مفرطی که دارند ما رو هم از خود بی خود کنند. من خودم همنشینی داشتم که به پیامبر اعتقاد داشت، اما نه نماز میخوند و نه به عذاب الهی فکر میکرد. هرچی هم بهش میگفتی، کارت معقول نیست اصلا نمیفهمید. در پرانتز عرض کنم: در قرآن آمده که فرشتگان از اهل جهنم میپرسند چرا دوزخی شدید؟ مگه پیامبر نداشتید؟ پاسخ میدن که، در آیات الهی تعقل نکردیم و حتی بهشون گوش هم ندادیم. آدم لجباز هم اصلا گوش نمیده. برگردیم به دوستم، که وجود خدا رو از پیامبری شناخته بود که هم مژده رحمت آورده و هم بیم عذاب. اما بیم عذابشو نمیگرفت، الکی به رحمت دلبسته بود. همینا هستن که در قرآن در موردشون گفته شده فکر میکنن هدایت شدن اما نشدن. بریم سراغ روایتی که گفتم. فکر کنم روایت از پیامبر (ص) بود که می فرماید، حضرت عیسی (ع)، مرض برص رو شفا داد، کور مادرزاد رو خوب کرد، مرده رو هم زنده کرد، اما تنها مرضی که نتونست شفا بده، جهل بود. هم کلام آدم جاهل بی خرد نشیم. یکبار در اتوبوس واحد نشسته بودم، وقتی مسافرها سوار شدند و راننده خواست حرکت کنه، در همون لحظه یک خانمی که عجله هم داشت، میخواست از جلو اتوبوس بره اون طرف خیابون، هر دو با هم حرکت کردن،(اتوبوس و اون خانم)، اینطور که شد، هر دو متوقف شدن، باز دوباره هر دو با هم راه افتادن، باز متوقف شدن، و باز هم، بعد از این، راننده اشاره کرد که اون خانم رد بشه. وقتی رفت اون طرف خیابون، راننده سرشو از پنجره برد بیرون و حرف خیلی زشتی زد، آبروی اون رو خانم که محجبه بود و اون سخن مطابق ظاهرش اصلا بهش نمی چسبید، رو بدجوری ریخت، جلو کلی آدم اینکارو کرد. در همین حین یکی از مسافرا هم همدم جناب راننده شد و بحث رو ادامه دار کرد. منم رگ غیرتم به جوش اومد، سینه ستبر کردم، صدامو انداختم تو گلو، خطاب به راننده، بلند گفتم، زشته حاج آقا، از شما بعیده. بخاطر هیچی آبروی یه نفر رو جلو کلی آدم ببری. راننده که ظاهر مذهبی ای هم داشت، کلامو گرفت و ساکت شد و هیچی نگفت. اما اون مسافر بی خرد لجباز، شروع به توجیه کار خودش کرد، منم یکی دوبار جوابشو منطقی دادم، گفتم اگه ناموس خودت بود راضی بودی؟ اما دیدم خیر، این آدم از هموناییه که حرف زدن باهاش، خون خودمو کثیف میکنه، منم سخنی بهش گفتم که کاملا بی معنی بود، تا بره تو فکر، تا میخواست کلام رو برای خودش ترجمه و تفسیر کنه و آخرشم نفهمه که چی شد، ما دیگه رسیدیم به مقصد. حرفی که در برابر جواب آخرش بهش گفتم این بود: این حرف شما، ماه رو به ماهی گره زدنه. گفت ینی چی؟ گفتم خودت ببین چی گفتم. قربون خدا برم که در واکنش به کفار لجباز، فرمود ای پیامبر بهشون بگو دین شما واسه خودتون، دین ما هم واسه خودمون. خب، یه اتفاق جالبی افتاده، که حتما باید براتون تعریف کنم، ان شاءالله. باشه طلبتون. اما چیز دیگه ای که میخوام بگم، در مورد امیدواری هست. خیلی باید حواسمون به شیطان علیه اللعنه باشه، این موجود پست، منتظر نشسته تا سربزنگاه، آدمو بدبخت کنه. درشگفتم از کارای این دشمن جانی، که خدواند متعال، خودش به شیطان گفته تو اهل دوزخی، اما باز از گمراه کردن ما ناامید نشده، در حالی که خدا به هیچ یک از ما نگفته که ما اهل دوزخیم، اما ما به خدا گمان بد میبریم، از رحمتش ناامید میشیم. تازه مستقیما در قرآن آمده که از رحمت خدا نومید نشوید. به نقل از لقمان حکیم خطاب به پسرش: پسرم، اگر گناهکارترین بنده روی زمین بودی، امیدوارترین بنده به خدا باش. البته این کلام نیاز به تفسیر داره، اینکه گناه نباید ما رو از توبه و اسغفار ناامید کنه. اگر اشتباهی کردیم، یکبار ذکر استغفار رو بگیم، و در نظر بگیریم که با همین یکبار بخشیده شدیم، این از رحمت خدا دور نیست. بعضی وقتا، آدمو در ورطه ناامیدی میندازن، بهترین کار در چنین مواقعی تلاوت قرآن هست، اگه حوصله ندارید فقط معنیشو بخونید، اما اگه حوصله دعا و ذکر نداریم، بهترین کار اینه که بشیم مثل یه تیکه چوب، حرفی که من خودم در چنین مواقعی به خودم میگم اینه: امید تو الان حالت خوب نیست، نه کاری بکن و نه حرفی بزن، تا این حالت رد شه بره، و مدام با خودم تکرار میکنم، اگه حالم خیلی افتضاح باشه، سعی میکنم که بخوابم. شیطان علیه اللعنه، ممکنه هزار هزار تلاش بکنه، نتیجه نگیره، منتظر این وقتا میشینه. من تعجب میکنم که بعضی از علما، شیطان رو میبینند، میشینن باهاش مذاکره کردن، اما من اگه ببینمش، دوست دارم با بیل بیافتم دنبالش. این موجود اصلا ارزش نگاه کردن رو هم نداره، مگه اینکه بخوای از روی غیظ بزنیش. خلاصه کلام، هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت از رحمت خداوند متعال ناامید نشیم. و چه زیبا جناب فروغی گفت: (البته با یکم تغییر) فریاد که شد از غضب و خشم تو نومید  آهی که در آن بود امید اثری چند،   یا تلخ مکن کام من از زهر تغافل    یا آنکه بیار از لب شیرین شکری چند   تا بر غم روی تو گشادم در دل را      بر روی من از عیش گشادند دری چند   مست آمدم از میکده عشق تو بیرون    تا واقف از این نکته شود بی خبری چند. و به مناسبت این ماه، اجازه بدید که شادتون کنم: مردان قدیم: زن طعام بیاور، مردان امروزی، جوجو امشب ظرفا نوبت منه یا تو؟ اللهم عجل لولیک الفرج. الهی، الهی، تو میدونی که من در حق دشمنانم هم دلسوزم (البته بجز ابلیس علیه اللعنه)، در حق عزیزانم، دلسوز باش. یا علی مدد. 

تکراری، اما دلگشا

 

امام علی (ع)   :

بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست،به تو اجازه درخواست داده و اجابت آن را به عهده گرفته است.تو را فرمان که از او بخواهی تا عطا کند،رحمت کنی تا ببخشاید،و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند،و تورا مجبور نساخته که به شفیع و واسطه پناه ببری و در صورت ارتکاب گناه دَرِ توبه را مسدود نکرده است.در کیفر تو شتاب نداشته و در توبه و بازگشت بر توعیب نگرفته است.در آنجا که رسوایی سزاوار تـوست ، رسـوا نـساخته و بـرای بازگشت به خویش شرایـط سـنگینی  مطرح نکرده است در گناهان تو را به محاکمه نکشیده و از رحمت خویش نا امیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است.هر گناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده به  حسـاب آورده و راه بازگشت و تـوبـه را به روی تو گشوده است.هرگاه او را بخوانی ندایت  را می شنود و چون با او راز دل گویی راز تو را می داند،پس حاجت خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غم های تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند. 


تا توانی رفع غم از چهره غمناک کن

در جهان گریان آسان است اشکی پاک کن




تاریخ : یکشنبه 97/8/20 | 7:37 صبح | نویسنده : امید | نظر
.: Weblog Themes By Slide Skin:.