سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید 6 - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید 6

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت دوستان بخیر.

جناب مهدوی زاده، از اینکه این بنده کمترین رو لایق شرکت در مباحث خودتون دونستید متشکرم، اما نظر به آنچه در پیش گفتم، که حرف زدن کار سختی است، از ایراد هرگونه نظر در مباحثی که نیاز به دانش حوزوی و مطالعات بسیار دارد دوری می‌کنم، چرا که مباحث بیان شده در فروم شما نیز از این دسته موارد است. و اما آنچه که در اینجا توسط بنده بیان می‌شود، نیست جز آنکه تجربه شخصی و مطلق مخلص باشد. و نیز آنکه تربیت نفس خویش، به میزان کافی برای بنده دل مشغولی به همراه دارد تا مرا از رسیدگی به تربیت غیر بازدارد (البته بیش از حد خویش). و چنانچه قبلا هم گفتم، نمی‌نویسم، مگر از برای احساس مسئولیتی که در بنده حادث گردیده و نیز در جهت بهرمندی خویش، چه آنکه در روایت است، روز محشر گروهی را به جهنم می‌برند، بهشتیان به ایشان نگریسته و با تعجب می‌پرسند، ما به حرف شما بهشتی شدیم، چه شد که شما را اهل دوزخ داشتند؟ و بنده نظر به این روایت، برای آنکه مبادا جزء این گروه از دوزخیان باشم، بیش از پیش سعی در عمل مخلصانه، بدانچه که گفتم نمودم. و در پایان، شایسته است که بگویم، دو صد گفته چون نیم کردار نیست. امید که توفیقات خاصه الهی، نصیب شما و تمام کسانی که نیت خیر در پیش دارند گردد.

خب خب خب، بریم سراغ چیزی که چیزستونه. اول بگم که چرا دیر شد. قرار بود که روز چهارشنبه، گفتار تکمیل بشه اما باز زمانی رو که برای نگارش متن برنامه ریزی کرده بودم، بخاطر یک میهمانی ناخواسته از دست دادم، شبش، خان دایی مادرم به رحمت ایزدی پیوست، فرداش رفتیم تشییع و ترحیم و نشد. خب اجازه بدید که داستانی بگم. بعضیا هستند، که اگر فردی دیدار بشن، مشکلی ایجاد نخواهند کرد، اما وقتی با جمعی که از نظر روانی بهشون احساس نزدیکی دارند، جمع بشن، خطرناک میشن. مثلا غیبت و کینه توزی و حسد ورزی میشه قوت غالب خوان سخنشون. متاسفانه این اتفاق در مراسم تشییع خان دایی مرحوم اتفاق افتاد، و این کار منو بشدت عصبانی کرد (چون حضور در چنین مجالسی شوق عبادت رو از من میگیره) و باعث شد که فردای اون روز دیگه در مراسم ترحیم شرکت نکنم. در همین حال خرابی خودم سرگردان بودم که حرف سنگینی هم از یک روحانی شنیدم. آخرش آدم هرچقدر هم خودشو کنترل کنه، یه جاهایی امتحان سنگین میشه، هرچه کردم که اون اعمال رو ندیده و اون حرفا رو نشنیده بگیرم نشد. دلم میخواست کله او روحانی رو با داس بزنم. یک روز دستم بند آروم کردن خودم بود، تا بالاخره راهشو پیدا کردم، بعد از نماز، هم برای هدایت اون جمع و هم برای اون روحانی خالصانه دعا کردم، اینکار جدا منو آروم کرد. پیشنهاد میکنم که امتحان کنید، برای سلامت روح و آرامش خودتون.

خب قبل از اینکه وارد بحث امروز بشیم بگم که قرار بود یک اتفاق جالب رو براتون توضیح بدم، اما نباید بگمش. نمیدونم چرا نباید بگم، فقط میدونم که نباید بگم. دلیل کم کاری این مدت هم این بود که بفهمم که آیا کلا نباید بنویسم، یا فقط اون داستان رو نباید بنویسم، که دانستم فقط همونه.

 اما بریم سراغ چیزستون. آنچه که گفته خواهد شد، اوج کلام منه. حقانیت سخن، در عمل بدان نهفته است، و اگر خودم تجربه نکرده بودم، هرگز نمی گفتم. امروز میخوام با ذکر بسم الله الرحمن الرحیم، خاصه دوستتون کنم. در روایت است که روز محشر، میخواهند نامه عمل بنده‌ای را به او بدهند، او هنگام گرفتن نامه عمل خویش، بسم الله الرحمن الرحیم گفته و نامه خویش را میگیرد، هرچه در آن مینگرد، گناهی نمیبیند، از خدا میپرسد که چرا در نامه من گناهی نیست؟ خطاب می‌شود که تو ما را رحمن و رحیم خواندی، ما هم گناهان تو را بخشیدیم. و من خودم، در گره‌های ناگشودنی، یک بسم الله الرحمن الرحیم قلبی گفتم، و گره کارم باز شد. این کلام رو جایی گفتم، ایراد کردند که این گفته با عدل خدا منافات داره. و اما جواب این شبهه، در روایت است از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، که اگر فضل خداوند متعال شامل حال بندگان نشود، هیچ بنده‌ای وارد بهشت نخواهد، حتی من. و نیز اینکه، آنقدر شنیده‌ایم که فضل خدا بر عدل او پیشی دارد، که می‌توان آن را جزء احادیث متواتر دانسته و بدنبال سندیت آن نبود. بهتره که قضاوت امر رو به داور بسپاریم (کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش)

وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

 و مثل آنان که مالشان را در راه خشنودی خدا انفاق کنند و با کمال اطمینان خاطر، دل به لطف خدا شاد دارند، مثل دانه ایست که در زمین شایسته بریزند و بر آن باران زیادی به موقع ببارد و ثمره و حاصلی دو چندان که منتظرند دهد و اگر باران بسیار نیاید، اندک اندک بارد تا باز به ثمر رسد و خداوند به کار نیکان بصیر و آگاه است. (بقره آیه 265)

این هم سندی از قرآن، مبنی بر اینکه اگر دلشاد به لطف خدا باشیم، چه خواهد شد، انفاق مال، یکی از جنبه‌های انفاق است، بهتر آن است که عمر خویش را در راه رضای خدا انفاق کنیم، با داشتن نیات و اعمال خیر. و چه بهتر از داشتن گمان نیک به پروردگار؟ چه آنکه خداوند متعال میفرماید، و ما کانَ اللهُ بظلّام اللعبید.

 

 خب تا اینجا بهشتی شدیم، حالا اجازه بدید که، خاصه بهشتی بشیم (ینی بریم در اعلی علیین). در روایت است از پیامبر که هر که میخواهد در بهشت همنشین من باشد، سجده‌های نمازش را طولانی کند، و چه ذکری بهتر از صلوات در انجام این کار؟ و نیز علاوه بر تعقیباتی که در پیش بیان شد، تعقیبات زیر واقعا امیدبخش هستند.

 

هر که خواهد که خداوند او را در قیامت بر اعمال بد او مطلع نگرداند و دیوان گناهان او را نگشاید باید بعد از هر نماز این دعا را بخواند:


 اَلّلهُمَّ اِنَّ مَغفِرَتَکَ اَرجی1 مِن عَمَلی1 وَ اِنَّ رَحمَتَکَ اَوسَعُ مِن ذَنبی1، اَلّلهُمَّ اِنْ کانَ ذَنبی1 عِندَکَ عَظیماً، فَعَفْوُکَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنبْی1 اَلّلهُمَّ اِنْ لَمْ اَکُن ْاَهْلاً اَن اَبْلُغَ رَحْمَتَکَ فَرَحْمَتُکَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنی1 وَ تَسَعَنی1 لِاَنَّها وَسِعَتْ کُلَّ شَئٍ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ. (مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترکه، متن)

 

در روایت است از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: اگر کسی بعد از هر نماز بر این دعا مواظبت کند و تا وقت مردن عمدا ترک نکند، چون به صحرای محشر در آید، هشت در بهشت برای او گشوده گردد تا از هر در که خواهد داخل شود. و دعا این است:


اَللّهُمَّ اهْدِنی1 مِنْ عِنْدِکَ وَ اَفِضْ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ انْشُرْ عَلَیَّ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ اَنْزِلْ عَلَیَّ مِنْ بَرَکاتِکَ. (مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترکه، حاشیه).

 

اللهم عجل لولیک الفرج. الهی، لحظه مرگ ما را آغاز آسایش و آرامش ابدی ما قرار بده. امیدوارم که در پناه دوست، خوش باشید. ان‌شاءالله اگر قسمت باشه، در گفتار بعدی، بحث سرماخوردگی تکمیل شده، و در مورد شادابی جسم و روح خواهم گفت. یا حق.

 

بشنو از گوش دل و جان و ز من گیر این پند

فکر خورشید قیامت کن و عریانی چند

 

 

 




تاریخ : سه شنبه 97/9/13 | 7:11 صبح | نویسنده : امید |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب

برچسب‌ها وب
ذکر ایام هفته

آرشیو مطالب
امکانات وب