سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید 7 - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

ندای امید 7

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت همگان بخیر. خوشا به سعادت این خان دایی مرحوم مادرم، که همون شب مرگش، خواب خوشبختی شونو دیدن. باشه برای همه ما. بریم سراغ اصل مطلب. مصرف زیاد از اندازه سیر، منجر به پیدایش واکنش های مختلفی از قبیل، خمودی، منگی، سردرد، داغی و عوارض پوستی مانند جوش و تبخال و قرمزی پوست و ... خواهد شد. قبل از ورود به این مرحله، اولین نمود مصرف به اندازه سیر در بدن، احساس گرمای متعادلی است که بدن را در برابر سرما مقاومتر میکند. زمانی که چنین احساسی در بدن ایجاد شد، وقت آن است که مصرف کاهش داده شود، این کاهش متناسب با میزان سردی و گرمی طبع افراد متفاوت است که به روش سعی و خطا، حد متعادل آن برای هر فرد مشخص خواهد شد. بهتر است این کاهش بدین صورت باشد که ابتدا مصرف را به یک روز در میان رسانده و نتیجه مشاهده شود، سپس با توجه به تغییر ایجاد شده، میزان مصرف کنترل شود. اگر پس از یک هفته مصرف تغییری در فرد مشاهده نشد، یک یا دو روز از دو حبه در روز استفاده شود (بطور همزمان) تا سرعت روند تاثیر افزایش یابد، اگر جز کسانی هستید که طبع بسیار سردی دارند، مصرف دو حبه در روز را به مدت یک هفته ادامه داده تا تاثیر گرمای دائمی مشاهده شود، و پس از آن متعادل سازی را آغاز نمایید. اگر چنین نشد، همان مصرف یک حبه در روز را به مدت طولانی تری انجام دهید. اگر با این کار دچار خشکی شدید پوست شدید، مصرف را متوقف نموده و از پیاز استفاده کنید.

خب بریم سراغ شادابی جسم و روح. اولین عامل ورزش است. ورزش کردن حتما باید به نحوی باشد که با تعریق همراه باشد. اگر فعالیتهای روزانه خود که منجر به خستگی مفرط شما میشود را بعنوان ورزش در نظر میگیرید، کاملا در اشتباه هستید. شما در حال سوزاندن بدن خود هستید نه ساختن آن. یا اگر پیاده روی روزانه شما بدین نحو است، آن پیاده روی را بر سلامتی خود انجام میدهید. در چنین شرایط حتما باید در کنار چنین فعالیت های ورزش نمایی، ورزش کنید.آن دسته از ورزشهای صبحگاهی و هوازی که منجر به تعریق بدن (حتی به میزانی اندک) میشود، فعالیت ورزشی خوبی بشمار میرود. اما بهتر از آن استفاده از دوچرخه ثابت است. ده الی پانزده دقیقه استفاده از دوچرخه ثابت، به نحوی که بدن را غرق در عرق کند، شما را هر روز جوان تر خواهد کرد. دومین عامل موثر در شادابی، خورد و خوراک است. در روایتی از امام علی علیه السلام داریم که خوردن و آشامیدن صحیح بدین نحو است که هنگام گرسنگی، یک سوم از معده با غذا، یک سوم با آب و یک سوم آن با هوا پر شود. این مهم نیز به روش سعی و خطا پس از یک تا دو هفته برای فرد معین خواهد شد، که این یک سوم ها به چه میزان است. من خودم از وقتی که این کار رو انجام دادم، کسلی و خواب آلودگی بعد از خوردن در من کمرنگ شد. اگر میزبان یک میهمانی هستید حتما این کار را انجام دهید تا رسم میزبانی را پس از سفره داری نیز به خوبی ادامه دهید. و اگر میهمان هستید، و دیر وقت پذیرایی شدید، پر خوری کنید، تا اگر میزبان هم پر خوری داشت، بتوانید شرایط او را درک کرده و زودتر منزل را ترک کنید  !!!!!!! در باب خوردن کار دیگری هست که بچه ها انجامش میدن. معمولا قسمت خوشمزه غذا رو میذارن برا لقمه آخر. این کار، از اتفاق در شاداب نگه داشتن جسم مفیده !!!! اما تکرار همیشگی این کار هم خوب نیست. عامل بعدی کنترل خواب هست. بسته به شرایط خودتون به روش سعی و خطا تنظیمش کنید. من خودم خواب مناسب رو برای خودم به میزان 4 تا 7 ساعت در شبانه روز یافتم. هرچه به 4 ساعت نزدیکتر باشم، سرزنده تر خواهم بود، اما خب گاهی اوقات خستگی های ناشی از فعالیتهای غیر معمول این میزان رو افزایش میده. و به قول حضرت حافظ، خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد  آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی. عامل بعدی، عاملیتی دینی داره. قطع به یقین، شیرین ترین و بهترین عامل شادابی، داشتن روحیات معنوی است. که اوج آن انس با خدا و یاد اوست. به قول شیخ مفید: ساقیا بده جامی زان شراب روحانی   تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی    بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را      آنچنان برافشانم کز کرم خجل مانی    دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم   در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی     ما ز دوست غیر از دوست مقصدی نمیخواهیم       حور و جنت ای زاهد بر تو باد ارزانی      خانه دل ما را از کرم عمارت کن   پیش از آنکه این منزل رو نهد به ویرانی    ما سیه گلیمان را جز بلا نمیشاید       بر دل بهایی نه هر بلا که بتوانی. و اینجاست که این شعر نمود خواهد داشت: با تو تنها با تو هستم ای پناه خستگی ها     در هوایت جان گسستم از همه دلبستگی ها.  اللهم عجل لولیک الفرج. الهی کل زندگی همه مومنین رو بی حساب قرار بده و لحظه مرگشان رو لحظه آسایش و آرامش ابدی ایشان. یا حق.

 

آنان که شمع آرزو در بزم عشق افروختند

از تلخی جان کندنم از عاشقی واسوختند

 

دی مفتیان شهر را تعلیم کردم مسئله

امروز اهل میکده رندی ز من آموختند

 

تا رشته ایمان من بگسسته دیدند اهل کفر

یک رشته از زنار خود بر خرقه من دوختند


یا رب چه فرخ طالعند آنان که در بازار عشق

دردی خریدند و غم دنیای دون بفروختند

 

در گوش اهل مدرسه یا رب بهایی شب چه گفت

کامروز آن بیچارگان اوراق خود را سوختند




تاریخ : پنج شنبه 97/9/15 | 7:49 صبح | نویسنده : امید | نظر
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب

برچسب‌ها وب
ذکر ایام هفته

آرشیو مطالب
امکانات وب