سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

قصص الله - یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

قصص الله

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام. وقت و عاقبت دوستان بخیر. آفتی مافوق تمام آفتهای دینداری وجود داره به نام فراموشی. در خود نگریستم، دیدم برخی مواقع فشارهای روانی به قدری بر من اثر گذار میشه که دیگه خودمو نمیشناسم، پرسیدم چرا؟ یافتم که گاهی اغتشاش های ایجاد شده، چنان آشفتگی ای ایجاد میکنند که در یک لحظه منجر به فراموشی کلیه دانسته های آدم میشه، اینجا بود که معنای تازه ای از این بیت رو فهمیدم که حضرت حافظ می فرماید: تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش. خب حالا راه چاره چیه؟ تلاش برای زنده نگه داشتن یاد خداوند متعال در همه حالات و توکل و اعتماد خالصانه بر او. سر منشأ حال خوب، نیکو بودن تفکر آدمه. نیکی تفکر هم خود معلول علتهائیست. والاترین علت، رضای به قضای الهی است. هرچه بیشتر یاد خدا در دلی زنده باشه، و اخلاص اعتقادی بیشتری وجود داشته باشه، رضایت از خداوند متعال هم به همون نسبت بیشتر خواهد بود. (هر کس از یاد من روی گردان شود به زندگی سخت و تنگی گرفتار میشود) این علت برای تمام نوادگان بشر ثابت و یکسانه لکن کج طبعی و کور دلی میتونه قوانین جاری و ساری بر فرد را تغییر بده (اگر بازگردید ما هم باز می گردیم) این بازگشت می تونه از خوبی به بدی باشه یا بالعکس.هرچه کنی به خود کنی   گر همه نیک و بد کنی. داستانی نقل کنم از یاد خداوند متعال.

حضرت یوسف علیه السلام از بالای قصر جوانی را دید که با لباسهای مندرس از کنار قصر عبور می کرد جبرئیل به حضرت عرض کرد این جوان را میشناسی؟ حضرت یوسف فرمود نه. جبرئیل فرمود این همان طفلی است که در گهواره به سخن آمد و نزد عزیز مصر به طهارت تو شهادت داد.حضرت یوسف فرمود او را بر من حقی است، پس دستور داد جوان را آوردند و امر کرد او را لباسهای فاخر پوشانیدند و انعام زیاد در حق او ارزانی فرمود با نگاه به این منظره جبرئیل به خنده آمد.

حضرت یوسف فرمود آیا احسان ما کم بود که به نظر تحقیر تبسم کردی؟ حبرئیل عرض کرد: غرض از خنده من این است: تو که مخلوقی هستی در حق این جوان به واسطه یک شهات بر حقی که درباره تو در حال خردسالی و بی شعوری داده بود این همه احسان کردی، آیا پروردگار بزرگ در حق بنده مومن خود که در تمام عمر شهادت حق بر توحید و وحدانیت او داده چقدر احسان خواهد فرمود.


دل در غم تو بستم ای طلعت وجودم

ای کاش غافل از یادت لحظه ای نبودم


تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدم

تا بال و پر گرفتم اندر ره تو بودم


چون دل به شورش افتاد یاد تو گشت مونس

تا عقل کامل آمد دیوانه تو بودم


هنگام نشر رحمت در صبح روز خلقت

من با کدام خدمت در خاطر تو بودم


روزی که دست خالق مخلوق عالمم کرد

من آرزوی وصلش آن روز گفته بودم




تاریخ : جمعه 97/10/14 | 9:27 صبح | نویسنده : امید | نظر
.: Weblog Themes By Slide Skin:.