سفارش تبلیغ
صبا

یا من أرجوه لکل خیر

یا من أرجوه لکل خیر

امید
یا من أرجوه لکل خیر

السلام علی حبیب قلوب العارفین

هر کس سحر ندارد از خود خبر ندارد

 


 

هر عمل از خیر و شر کز آدمی سر می زند

آن عمل مزدش به زودی پشت در در می زند


 


 

 

آنچه دلم خواست نه آن می شود

آنچه خدا خواست همان می شود


 


 

هنگام سپیده دم خروس سحری

دانی که چرا همی کند نوحه گری


یعنی که نمودند در آئینه صبح

کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

 




تاریخ : یادداشت ثابت - جمعه 97/7/7 | 11:14 عصر | نویسنده : امید | نظر

ندای امید 8

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت همگان بخیر. امروز بگم در مورد " فمن عرف نفسه فقد عرف ربه" " هر کس خود را شناخت، رب خود را شناخته است". یادش نه بخیر، که استادی داشتیم که از دستش خون دل خوردیم بسی، میخواست این حرف رو تفسیر کنه، کلا کلام رو منحرف کرد. تفسیر کلام با کمی تغییر در ترجمه کاملا واضح خواهد بود که "هر کسی با شناخت خود، میتواند رب خود را بشناسد" یعنی که به خود بنگر، و پی به خدای خویش بر. و اما بسط سخن آن است که اگر کسی راحت ببخشد، راحت بخشیده میشود، خطای دیگران را نادیده بگیرد، خدا هم خطایش را نادیده خواهد گرفت، احسان کند، احسان میبیند، دشمن خدا باشد، خدا هم دشمن او خواهد بود و این قبیل موارد. رب، برگرفته از مربی است، توجه به این نکته، خود جنبه های دیگری از کلام رو روشن خواهد کرد، که این کار بر عهده خودتون. اللهم عجل لولیک الفرج.


جفا هم لطف آگاهانه اوست

دل فرزانه ام دیوانه اوست


بر احوال پریشانم نظر کرد

که گویا جان من دردانه اوست


به عالم کنج هر محفل که بودم

بدیدم صحبت از افسانه اوست


میان واعظانم آن کسی به

که او درگه نشین خانه اوست


بسوز ای قلب سوزان از محبت

که جان من دگر پروانه اوست


تن خاکی بدین ملک خراب است

ولی جانم مقیم خانه اوست


اگر در دیده ام نور امید است

عجب نبود که دل کاشانه اوست




تاریخ : پنج شنبه 97/9/22 | 7:3 صبح | نویسنده : امید | نظر

ندای امید 7

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت همگان بخیر. خوشا به سعادت این خان دایی مرحوم مادرم، که همون شب مرگش، خواب خوشبختی شونو دیدن. باشه برای همه ما. بریم سراغ اصل مطلب. مصرف زیاد از اندازه سیر، منجر به پیدایش واکنش های مختلفی از قبیل، خمودی، منگی، سردرد، داغی و عوارض پوستی مانند جوش و تبخال و قرمزی پوست و ... خواهد شد. قبل از ورود به این مرحله، اولین نمود مصرف به اندازه سیر در بدن، احساس گرمای متعادلی است که بدن را در برابر سرما مقاومتر میکند. زمانی که چنین احساسی در بدن ایجاد شد، وقت آن است که مصرف کاهش داده شود، این کاهش متناسب با میزان سردی و گرمی طبع افراد متفاوت است که به روش سعی و خطا، حد متعادل آن برای هر فرد مشخص خواهد شد. بهتر است این کاهش بدین صورت باشد که ابتدا مصرف را به یک روز در میان رسانده و نتیجه مشاهده شود، سپس با توجه به تغییر ایجاد شده، میزان مصرف کنترل شود. اگر پس از یک هفته مصرف تغییری در فرد مشاهده نشد، یک یا دو روز از دو حبه در روز استفاده شود (بطور همزمان) تا سرعت روند تاثیر افزایش یابد، اگر جز کسانی هستید که طبع بسیار سردی دارند، مصرف دو حبه در روز را به مدت یک هفته ادامه داده تا تاثیر گرمای دائمی مشاهده شود، و پس از آن متعادل سازی را آغاز نمایید. اگر چنین نشد، همان مصرف یک حبه در روز را به مدت طولانی تری انجام دهید. اگر با این کار دچار خشکی شدید پوست شدید، مصرف را متوقف نموده و از پیاز استفاده کنید.

خب بریم سراغ شادابی جسم و روح. اولین عامل ورزش است. ورزش کردن حتما باید به نحوی باشد که با تعریق همراه باشد. اگر فعالیتهای روزانه خود که منجر به خستگی مفرط شما میشود را بعنوان ورزش در نظر میگیرید، کاملا در اشتباه هستید. شما در حال سوزاندن بدن خود هستید نه ساختن آن. یا اگر پیاده روی روزانه شما بدین نحو است، آن پیاده روی را بر سلامتی خود انجام میدهید. در چنین شرایط حتما باید در کنار چنین فعالیت های ورزش نمایی، ورزش کنید.آن دسته از ورزشهای صبحگاهی و هوازی که منجر به تعریق بدن (حتی به میزانی اندک) میشود، فعالیت ورزشی خوبی بشمار میرود. اما بهتر از آن استفاده از دوچرخه ثابت است. ده الی پانزده دقیقه استفاده از دوچرخه ثابت، به نحوی که بدن را غرق در عرق کند، شما را هر روز جوان تر خواهد کرد. دومین عامل موثر در شادابی، خورد و خوراک است. در روایتی از امام علی علیه السلام داریم که خوردن و آشامیدن صحیح بدین نحو است که هنگام گرسنگی، یک سوم از معده با غذا، یک سوم با آب و یک سوم آن با هوا پر شود. این مهم نیز به روش سعی و خطا پس از یک تا دو هفته برای فرد معین خواهد شد، که این یک سوم ها به چه میزان است. من خودم از وقتی که این کار رو انجام دادم، کسلی و خواب آلودگی بعد از خوردن در من کمرنگ شد. اگر میزبان یک میهمانی هستید حتما این کار را انجام دهید تا رسم میزبانی را پس از سفره داری نیز به خوبی ادامه دهید. و اگر میهمان هستید، و دیر وقت پذیرایی شدید، پر خوری کنید، تا اگر میزبان هم پر خوری داشت، بتوانید شرایط او را درک کرده و زودتر منزل را ترک کنید  !!!!!!! در باب خوردن کار دیگری هست که بچه ها انجامش میدن. معمولا قسمت خوشمزه غذا رو میذارن برا لقمه آخر. این کار، از اتفاق در شاداب نگه داشتن جسم مفیده !!!! اما تکرار همیشگی این کار هم خوب نیست. عامل بعدی کنترل خواب هست. بسته به شرایط خودتون به روش سعی و خطا تنظیمش کنید. من خودم خواب مناسب رو برای خودم به میزان 4 تا 7 ساعت در شبانه روز یافتم. هرچه به 4 ساعت نزدیکتر باشم، سرزنده تر خواهم بود، اما خب گاهی اوقات خستگی های ناشی از فعالیتهای غیر معمول این میزان رو افزایش میده. و به قول حضرت حافظ، خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد  آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی. عامل بعدی، عاملیتی دینی داره. قطع به یقین، شیرین ترین و بهترین عامل شادابی، داشتن روحیات معنوی است. که اوج آن انس با خدا و یاد اوست. به قول شیخ مفید: ساقیا بده جامی زان شراب روحانی   تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی    بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را      آنچنان برافشانم کز کرم خجل مانی    دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم   در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی     ما ز دوست غیر از دوست مقصدی نمیخواهیم       حور و جنت ای زاهد بر تو باد ارزانی      خانه دل ما را از کرم عمارت کن   پیش از آنکه این منزل رو نهد به ویرانی    ما سیه گلیمان را جز بلا نمیشاید       بر دل بهایی نه هر بلا که بتوانی. و اینجاست که این شعر نمود خواهد داشت: با تو تنها با تو هستم ای پناه خستگی ها     در هوایت جان گسستم از همه دلبستگی ها.  اللهم عجل لولیک الفرج. الهی کل زندگی همه مومنین رو بی حساب قرار بده و لحظه مرگشان رو لحظه آسایش و آرامش ابدی ایشان. یا حق.

 

آنان که شمع آرزو در بزم عشق افروختند

از تلخی جان کندنم از عاشقی واسوختند

 

دی مفتیان شهر را تعلیم کردم مسئله

امروز اهل میکده رندی ز من آموختند

 

تا رشته ایمان من بگسسته دیدند اهل کفر

یک رشته از زنار خود بر خرقه من دوختند


یا رب چه فرخ طالعند آنان که در بازار عشق

دردی خریدند و غم دنیای دون بفروختند

 

در گوش اهل مدرسه یا رب بهایی شب چه گفت

کامروز آن بیچارگان اوراق خود را سوختند




تاریخ : پنج شنبه 97/9/15 | 7:49 صبح | نویسنده : امید | نظر

ندای امید 6

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت دوستان بخیر.

جناب مهدوی زاده، از اینکه این بنده کمترین رو لایق شرکت در مباحث خودتون دونستید متشکرم، اما نظر به آنچه در پیش گفتم، که حرف زدن کار سختی است، از ایراد هرگونه نظر در مباحثی که نیاز به دانش حوزوی و مطالعات بسیار دارد دوری می‌کنم، چرا که مباحث بیان شده در فروم شما نیز از این دسته موارد است. و اما آنچه که در اینجا توسط بنده بیان می‌شود، نیست جز آنکه تجربه شخصی و مطلق مخلص باشد. و نیز آنکه تربیت نفس خویش، به میزان کافی برای بنده دل مشغولی به همراه دارد تا مرا از رسیدگی به تربیت غیر بازدارد (البته بیش از حد خویش). و چنانچه قبلا هم گفتم، نمی‌نویسم، مگر از برای احساس مسئولیتی که در بنده حادث گردیده و نیز در جهت بهرمندی خویش، چه آنکه در روایت است، روز محشر گروهی را به جهنم می‌برند، بهشتیان به ایشان نگریسته و با تعجب می‌پرسند، ما به حرف شما بهشتی شدیم، چه شد که شما را اهل دوزخ داشتند؟ و بنده نظر به این روایت، برای آنکه مبادا جزء این گروه از دوزخیان باشم، بیش از پیش سعی در عمل مخلصانه، بدانچه که گفتم نمودم. و در پایان، شایسته است که بگویم، دو صد گفته چون نیم کردار نیست. امید که توفیقات خاصه الهی، نصیب شما و تمام کسانی که نیت خیر در پیش دارند گردد.

خب خب خب، بریم سراغ چیزی که چیزستونه. اول بگم که چرا دیر شد. قرار بود که روز چهارشنبه، گفتار تکمیل بشه اما باز زمانی رو که برای نگارش متن برنامه ریزی کرده بودم، بخاطر یک میهمانی ناخواسته از دست دادم، شبش، خان دایی مادرم به رحمت ایزدی پیوست، فرداش رفتیم تشییع و ترحیم و نشد. خب اجازه بدید که داستانی بگم. بعضیا هستند، که اگر فردی دیدار بشن، مشکلی ایجاد نخواهند کرد، اما وقتی با جمعی که از نظر روانی بهشون احساس نزدیکی دارند، جمع بشن، خطرناک میشن. مثلا غیبت و کینه توزی و حسد ورزی میشه قوت غالب خوان سخنشون. متاسفانه این اتفاق در مراسم تشییع خان دایی مرحوم اتفاق افتاد، و این کار منو بشدت عصبانی کرد (چون حضور در چنین مجالسی شوق عبادت رو از من میگیره) و باعث شد که فردای اون روز دیگه در مراسم ترحیم شرکت نکنم. در همین حال خرابی خودم سرگردان بودم که حرف سنگینی هم از یک روحانی شنیدم. آخرش آدم هرچقدر هم خودشو کنترل کنه، یه جاهایی امتحان سنگین میشه، هرچه کردم که اون اعمال رو ندیده و اون حرفا رو نشنیده بگیرم نشد. دلم میخواست کله او روحانی رو با داس بزنم. یک روز دستم بند آروم کردن خودم بود، تا بالاخره راهشو پیدا کردم، بعد از نماز، هم برای هدایت اون جمع و هم برای اون روحانی خالصانه دعا کردم، اینکار جدا منو آروم کرد. پیشنهاد میکنم که امتحان کنید، برای سلامت روح و آرامش خودتون.

خب قبل از اینکه وارد بحث امروز بشیم بگم که قرار بود یک اتفاق جالب رو براتون توضیح بدم، اما نباید بگمش. نمیدونم چرا نباید بگم، فقط میدونم که نباید بگم. دلیل کم کاری این مدت هم این بود که بفهمم که آیا کلا نباید بنویسم، یا فقط اون داستان رو نباید بنویسم، که دانستم فقط همونه.

 اما بریم سراغ چیزستون. آنچه که گفته خواهد شد، اوج کلام منه. حقانیت سخن، در عمل بدان نهفته است، و اگر خودم تجربه نکرده بودم، هرگز نمی گفتم. امروز میخوام با ذکر بسم الله الرحمن الرحیم، خاصه دوستتون کنم. در روایت است که روز محشر، میخواهند نامه عمل بنده‌ای را به او بدهند، او هنگام گرفتن نامه عمل خویش، بسم الله الرحمن الرحیم گفته و نامه خویش را میگیرد، هرچه در آن مینگرد، گناهی نمیبیند، از خدا میپرسد که چرا در نامه من گناهی نیست؟ خطاب می‌شود که تو ما را رحمن و رحیم خواندی، ما هم گناهان تو را بخشیدیم. و من خودم، در گره‌های ناگشودنی، یک بسم الله الرحمن الرحیم قلبی گفتم، و گره کارم باز شد. این کلام رو جایی گفتم، ایراد کردند که این گفته با عدل خدا منافات داره. و اما جواب این شبهه، در روایت است از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، که اگر فضل خداوند متعال شامل حال بندگان نشود، هیچ بنده‌ای وارد بهشت نخواهد، حتی من. و نیز اینکه، آنقدر شنیده‌ایم که فضل خدا بر عدل او پیشی دارد، که می‌توان آن را جزء احادیث متواتر دانسته و بدنبال سندیت آن نبود. بهتره که قضاوت امر رو به داور بسپاریم (کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش)

وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

 و مثل آنان که مالشان را در راه خشنودی خدا انفاق کنند و با کمال اطمینان خاطر، دل به لطف خدا شاد دارند، مثل دانه ایست که در زمین شایسته بریزند و بر آن باران زیادی به موقع ببارد و ثمره و حاصلی دو چندان که منتظرند دهد و اگر باران بسیار نیاید، اندک اندک بارد تا باز به ثمر رسد و خداوند به کار نیکان بصیر و آگاه است. (بقره آیه 265)

این هم سندی از قرآن، مبنی بر اینکه اگر دلشاد به لطف خدا باشیم، چه خواهد شد، انفاق مال، یکی از جنبه‌های انفاق است، بهتر آن است که عمر خویش را در راه رضای خدا انفاق کنیم، با داشتن نیات و اعمال خیر. و چه بهتر از داشتن گمان نیک به پروردگار؟ چه آنکه خداوند متعال میفرماید، و ما کانَ اللهُ بظلّام اللعبید.

 

 خب تا اینجا بهشتی شدیم، حالا اجازه بدید که، خاصه بهشتی بشیم (ینی بریم در اعلی علیین). در روایت است از پیامبر که هر که میخواهد در بهشت همنشین من باشد، سجده‌های نمازش را طولانی کند، و چه ذکری بهتر از صلوات در انجام این کار؟ و نیز علاوه بر تعقیباتی که در پیش بیان شد، تعقیبات زیر واقعا امیدبخش هستند.

 

هر که خواهد که خداوند او را در قیامت بر اعمال بد او مطلع نگرداند و دیوان گناهان او را نگشاید باید بعد از هر نماز این دعا را بخواند:


 اَلّلهُمَّ اِنَّ مَغفِرَتَکَ اَرجی1 مِن عَمَلی1 وَ اِنَّ رَحمَتَکَ اَوسَعُ مِن ذَنبی1، اَلّلهُمَّ اِنْ کانَ ذَنبی1 عِندَکَ عَظیماً، فَعَفْوُکَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنبْی1 اَلّلهُمَّ اِنْ لَمْ اَکُن ْاَهْلاً اَن اَبْلُغَ رَحْمَتَکَ فَرَحْمَتُکَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنی1 وَ تَسَعَنی1 لِاَنَّها وَسِعَتْ کُلَّ شَئٍ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ. (مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترکه، متن)

 

در روایت است از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله: اگر کسی بعد از هر نماز بر این دعا مواظبت کند و تا وقت مردن عمدا ترک نکند، چون به صحرای محشر در آید، هشت در بهشت برای او گشوده گردد تا از هر در که خواهد داخل شود. و دعا این است:


اَللّهُمَّ اهْدِنی1 مِنْ عِنْدِکَ وَ اَفِضْ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ انْشُرْ عَلَیَّ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ اَنْزِلْ عَلَیَّ مِنْ بَرَکاتِکَ. (مفاتیح الجنان، تعقیبات مشترکه، حاشیه).

 

اللهم عجل لولیک الفرج. الهی، لحظه مرگ ما را آغاز آسایش و آرامش ابدی ما قرار بده. امیدوارم که در پناه دوست، خوش باشید. ان‌شاءالله اگر قسمت باشه، در گفتار بعدی، بحث سرماخوردگی تکمیل شده، و در مورد شادابی جسم و روح خواهم گفت. یا حق.

 

بشنو از گوش دل و جان و ز من گیر این پند

فکر خورشید قیامت کن و عریانی چند

 

 

 




تاریخ : سه شنبه 97/9/13 | 7:11 صبح | نویسنده : امید |

سرماخوردگی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. ضربتی برم سر اصل مطلب که باید برم جایی وقت ندارم. در مورد گفته قبلی بعدا حرف میزنم، امروز چون وقتم تنگه یه مطلب کوتاه رو انتخاب کردم. برای پیشگیری از سرماخوردگی، روزانه از یک حبه سیر و یک قاشق غذا خوری رب انار بعد از یک وعده غذایی مانند شام استفاده کنید. برای رفع بوی سیر، سیر رو مانند قرص، به پنج یا شش قسمت، تقسیم کرده، یک لیوان دوغ آماده کنید، به اندازه یک دری نوشابه، آبلیمو در آن ریخته، و با استفاده از این دوغ، قرصهای سیر رو مصرف کنید، توجه کنید که نباید سیر رو بجوید. پس این کار ممکنه تا 15 دقیقه الی یک ساعت دهان بوی خفیفی داشته باشه (بسته به میزان تازگی سیر داره) که پس از آن رفع خواهد شد ان شاءالله. البته باید یجایی این کار رو متوقف کرد که بهتون خواهم گفت. تا یک هفته ادامه این کار برای کسانی که سیر مصرف نمیکنند اشکالی ایجاد نخواهد کرد ان شاءالله. اللهم عجل لولیک الفرج. در پناه دوست.




تاریخ : یکشنبه 97/9/11 | 7:17 صبح | نویسنده : امید | نظر

ندای امید 5

بسم الله الرحمن الرحیم

سلامون علیکم. وقت و عاقبت همگان بخیر. خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ منم خوبم و خوشم و سلامتم. داستانی در مورد این سلام و احوال پرسی هست که بعدا میگم خدمتتون. امروز می‌خواستم کاری کنم کارستون و چیزی بگم چیزستون اما چندتا کار ناخواسته واسم پیش اومد که جمع آوری مطلب رو به تاخیر انداخت. حالا که چیزی نشده، ان‌شاءالله فردا این گفتار تکمیل خواهد شد. پیشاپیش فرا رسیدن فردا رو بهتون تبریک عرض میکنم!!!!!! و از همینجا فرا رسیدن سال 1500 شمسی رو هم به آیندگان تبریک میگم. من یوقتایی سرمست میشم، اینطوری میشم. پس، تا فردا که میبینمتون. اللهم عجل لولیک الفرج. در پناه دوست. 




تاریخ : سه شنبه 97/9/6 | 7:10 صبح | نویسنده : امید |

خلق نبوی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبت دوستان بخیر. در روز ولادت با سعادت پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله و نیز امام صادق علیه السلام، مناسب دیدم تا کمی از نیکو اخلاق یگانه پیامبر (ص) بنویسم.

 برخورد و معاشرت:  در معاشرت با مردم مهربان و گشاده رو بود. در سلام به همه حتی کودکان و بردگان پیشی می‌گرفت. پای خود را جلو هیچ کس دراز نمی‌کرد و در حضور کسی تکیه نمی‌نمود. غالبا دو زانو می‌نشست. در مجالس دایره‌وار می‌نشست تا مجلس بالا و پایینی نداشته باشد و همه جایگاه مساوی داشته باشند از اصحابش تفقد میکرد اگر سه روز یکی از اصحاب را نمی دید سراغش را می گرفت اگر مریض بود عیادتش میکرد و اگر گرفتاری داشت کمکش می‌نمود. در مجالس تنها به یک نفر نگاه نمی‌کرد و یک نفر را خطاب قرار نمی داد بلکه نگاه‌های خود را در میان جمع تقسیم می کرد. از اینکه بنشیند و دیگران خدمت کنند تنفر داشت. از جا برمیخاست و در کارها شرکت می کرد. میگفت خداوند کراهت دارد که بنده را ببیند که برای خود نسبت به دیگران امتیازی قائل شده است.

نرمی در عین صلابت: در مسائل فردی و شخصی و آنچه مربوط به شخص خودش بود نرم و ملایم و باگذشت بود. اما در مسائل عمومی آنجا که حریم قانون بود سختی و صلابت نشان میداد و دیگر جای گذشت نمیدانست پس از فتح مکه و پیروزی بر قریش تمام بدی هایی که قریش در طول بیست سال نسبت به خود او مرتکب شده بودند را نادیده گرفت و همه را یکجا بخشید. توبه قاتل عموی محبوبش حمزه را پذیرفت اما در همان فتح مکه زنی از بنی مخزوم مرتکب سرقت شده بود و جرمش محرز گردید خاندان آن زن که از اشراف قریش بودند و اجرای حد سرقت را توهینی به خود تلقی می کردند سخت به تکاپو افتادند که رسول خدا از اجرای حد صرف نظر کند و بعضی از محترمین صحابه را به شفاعت برانگیختند ولی رنگ رسول خدا از خشم برافروخته شد و گفت چه جای شفاعت است؟ مگر قانون خدا را میتوان به خاطر افراد تعطیل کرد؟ هنگام عصر آن روز در میان جمع سخنرانی کرد و گفت اقوام و ملل پیشین از آن جهت سقوط کردند و منقرض شدند که در اجرای قانون خدا تبعیض می کردند هرگاه یکی از اقویا و زبردستان مرتکب جرم می شد معاف می شد و اگر ضعیف و زیردتستی مرتکب میشد مجازات میگشت، سوگند به خدایی که جانم در دست اوست در اجرای عدل درباره هیج کس سستی نمیکنم هرچند از نزدیکترین خویشاوندان خودم باشد.

 

زهد و ساده زیستی: زهد و ساده زیستی از اصول زندگی او بود. ساده غذا می خورد ساده لباس میپوشید و ساده حرکت می کرد. زیر اندازش غالبا حصیر بود. بر روی زمین می نشست. با دست خود از بز شیر میدوشید و بر مرکب بی زین و پالان سوار میشد و  از اینکه کسی در رکابش حرکت کند به شدت جلوگیری میکرد. کفش و جامه اش را با دستان خود وصله می کرد. در عین سادگی طرفدار فلسفه فقر نبود و مال و ثروت را به سود جامعه و برای صرف در راه‌های مشروع لازم میشمرد و می گفت: چه نیکوست ثروتی که از راه مشروع به دست آید برای آدمی که شایسته داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف کند و نیز آنکه: مال و ثروت کمک خوبی است برای تقوا.

اراده و استقامت: اراده و استقامتش بی نظیر بود. از او به یارانش سرایت کرده بود. دوره بیست و سه ساله بعثتش یکسره درس اراده و استقامت است. او در تاریخ زندگی‌اش مکرر در  شرایطی قرار گرفت که امیدها از همه جا قطع میشد ولی او یک لحظه تصور شکست را در مخیله اش راه نداد. ایمان نیرومندش به موفقیت یک لحظه متزلزل نشد.

 

خب دیگه فرصت نگارش ندارم و باید برم به بقیه کارام برسم. اما از برای آنکه از آشنایی با وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله، کاملتر بهرمند شوید، میتونید نرم افزار زیر رو دانلود کنید. خبر رسید که روشن ضمیری خواب اهل بیت رو دیدند، فرموده‌اند که ما منتظر فرج هستیم، چرا برای فرج دعا نمی‌کنید. امیدوارم که گشایشها و اتفاقات عجیب و غریب امسال، همه نشانه‌ه‌های برکات ظهور امام نازنینمون باشه که ایشان از نظر ظاهری هم بسیار شبیه پیامبر عزیزتر از جانمان هستند، برای ظهور امام زمان زیاد دعا کنیم. اللهم عجل لولیک الفرج.


دانلود فایل با لینک مستقیم

 

http://uupload.ir/view/22hx_com.ertebyte.hazratmohammadpbuh.apk/


گفت پیغمبر به آواز بلند

با توکل زانو اشتر ببند


جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست

هرکه را باشد توکل کار او دشوار نیست

 

 

 

 




تاریخ : یکشنبه 97/9/4 | 4:18 صبح | نویسنده : امید | نظر

ندای امید 4

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت دوستان بخیر. باید نون کلام رو تا تنور داغه چسبوند. عزیزجان، یه عده گازشو گرفتن دارن میرن، جا نمونیما. اینقدر آدمای خاص، در اطرافمون هستند که ما فکر میکنیم معمولین. مثل ما لباس می پوشن، مثل ما حرف میزنن، با ما زندگی میکنن، اما فقط خودشون میدونن که چقدر با بقیه فرق دارن. هیچ بعید نیست که در اراده ما هم تصرف کنند، اما ما هیچ متوجه نشیم. اینا هر روز دارن معجزه انجام میدن، اما فقط خودشون ازش خبر دارن. اینقدر خودمونو درگیر مسائل کوچیک نکنیم که مثلا فلانی فلان حرفو زد یا اینطور رفتار کرد. بسیاری از رفتارهای ما اصلاح میشد، اگر وقتی میخواستیم کاری رو انجام بدیم، یکی از معصومین رو در نظر میگرفتیم، و به این فکر میکردیم که اگر آن معصوم جای ما بودند، آیا این کار رو انجام میدادند یا نه. یا انجام این کار موجب رضای خدا هست یا نه. اونایی که بیشتر ما رو عصبانی میکنن رو بیشتر دوست داشته باشیم چون اونا مایه رشد ما هستند (به قول حضرت بیدل: شکستی کو که پردازی دهد آئینه ما را) . اونایی که مایه آرامشند رو هم برای تفریحاتمون و رشدهای دیگر نوع، در کنارمون داشته باشیم. سعی کنیم تا جایی که برامون ممکنه دمپر دیگران باشیم، زیاد با بقیه ارتباط داشته باشیم، چون تمرین دریا دلی (صبوری) رو در ارتباط داشتن با دیگران میشه انجام داد. شاید یکی از دلایلی که صله رحم اینقدر در دینمون سفارش شده هم همین باشه. متاسفانه در جامعه امروز، فقط حرف از جدایی میشنویم، در صورتی که این اشتباهه، در جدایی که رشدی نیست. اگر خلوت نشینی و عزلت گزینی، درجات خاصی داشت، قطعا هیچ خبری از حضور معصومین در جامعه نمیشنیدیم. من در خودم، تاثیر حضور در جامعه رو  حدود هفتاد برابر بیشتر از خلوت نشینی یافتم. باید سختی ها رو تحمل کنیم تا درونمون زیبا بشه. راحت ببخشیم، راحت تحمل کنیم، راحت نادیده بگیریم، راحت گذشت داشته باشیم، آسون خوبی کنیم، آسون خوب باشیم، الکی زندگی رو برای خودمون سخت نکنیم. اگه کسی حرف تلخی زد و نشنیده گرفتیم، کار ناشایستی کرد و ندید گرفتیم هنر کردیم، وگرنه بد و بیراه گفتن رو که هر هنرمند و بی هنری بلده (به قول حضرت حافظ: نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست  کلاه داری و آئین سروری داند). حرص الکی نخوریم، هستند کسانی که ما تحملشونو نداریم، خب رفت و آمدمونو باهاشون کمتر کنیم. همواره حد تعادلی وجود داره. ممکنه یکی دو نفر هم باشند، که واقعا اصلا نباید باهاشون بریم و بیایم، اما اگه با همه اینطور شدیم، مشکل از ماست، نه از اونا. در این صورت این ماییم که چشمه صبر و تحملون خشکیده. بگم از تفاوت صبر با تحمل. صبر کردن به معنای چاره جویی هست، که گاهی اوقات، تنها راه چاره جویی تحمل کردنه. صبر کردن به معنای تلاش در جهت بهبود دادن هست، که زمانهایی، این بهبودی در تحمل کردنه. کسی فرزندی ازش فوت میشه، در چنین موقعیتی واقعا کاری نمیشه کرد جز تحمل کردن (که التبه تحمل کردن هم آدابی داره). بعضی وقتا هم آدم میخواد کاری رو انجام بده اما نمیشه، اینجا باید تلاش کرد و ناامید نشد. (البته هموراه استثنائاتی وجود داره که بحث رو فلسفی میکنه و ازش دوری می کنیم). سنگدل بودن که کاری نداره، هنر در دریادل بودنه. سعی کنیم که دلامونو بزرگ و دریایی کنیم. دریا دل بشیم، ببینیم که میشیم شمع مجلس، همه از رفت و آمد با ما لذت خواهند برد، و البته این لذت برای خودمون چندین برابر خواهد بود. به نقل از امام علی علیه السلام: ناتوان کسی است که در دوست یابی ناتوان است، و ناتوانتر از او کسی که دوستان خود را از دست می دهد. البته که باید در دوست گزینی هم به شایستگی عمل کرد و با هر کسی دوست نشد. اما اینکه کلا با هیچ کسی دوست نشیم اشتباهه. الکی بخاطر مسائل واقعا بی اهمیت خودمونو با خودمون و دیگران درگیر نکنیم. راحت زندگی کنیم، اما در سایه اسلام. اللهم عجل لولیک الفرج. التماس دعا. یا حق.

امام علی علیه السلام:

صبر به اندازه مصیبت فرود آید و آن که در مصیبت بی تاب بر رانش زند اجرش نابود می گردد   .

دانش بهتر از مال است: زیرا علم نگهبان تو است و مال را تو باید نگهبان باشی؛مال با بخشش کاستی پذیرد اما علم با بخشش فزونی گیرد و مقام و شخصیتی که با مال به دست آمده با نابودی مال نابود می شود. شناخت علم راستین آیینی است که به آن پاداش داده می شود و انسان در دوران زندگی با آن خدا را اطاعت می کند و پس از مرگ نام نیکو به یادگار گذارد؛دانش فرمانروا و مال فرمانبر است.

خدای را اطاعت کنید که در نشناختن پروردگار عذری ندارید.

اگر چشم بینا داشته باشید،حقیقت را نشانتان داده اند؛اگر هدایت می طلبید شما را هدایت کردند و اگر گوش شنوا دارید حق را به گوشتان خواندند.

برادرت را با احسانی که در حق او می کنی سرزنش کن و شر او را با بخشش بازگردان

 


دلا غافل ز سبحانی چه حاصل

اسیر نفس و شیطانی چه حاصل


بود قدر تو افزون از ملائک

تو قدر خود نمی دانی چه حاصل




تاریخ : چهارشنبه 97/8/30 | 6:56 صبح | نویسنده : امید | نظر

حکمت 3

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام وقت و عاقبت دوستان بخیر. از اونجایی که فرصت نوشتن ندارم، تنها کلام امیر المومنین رو می نویسم. اوقات خوبی داشته باشید. یا حق.


امام علی علیه السلام  :

نیکو کار از کار نیک بهتر و بد کار از کار بد بدتر است.

بخشنده باش اما زیاده روی نکن،در زندگی حسابگر باش اما سختگیر مباش.

از دوستی با احمق بپرهیز چرا که می خواهد به تو نفع رساند اما دچار زیانت می کند.از دوستی با بخیل بپرهیز زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد.از دوستی با بدکار بپرهیز که با اندک بهایی تو را می فروشد و از دوستی با دروغ گو بپرهیز که او به سراب ماند:دور را به تو نزدیک و نزدیک را به تو دور می نمایاند.

اگر با شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم که دشمن من شود با من دشمنی نخواهد کرد و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است که قضای الهی جاری شد.

ارزش مرد به اندازه همت اوست و راستگویی او به میزان جوانمردی اش،شجاعت او به قدر ننگی است که احساس می کند و پاکدامنی او به اندازه غیرت او.

آن که تو را هشدار داد، چون کسی است که م‍‍ژده داد.

از بخشش اندک شرم مدار که محروم کردن کمتر از آن است.

ضرار بن ضمره:علی را دیدم که شب،پرده های خود را افکنده بود،در محراب ایستاده،محاسن را به دست گرفته و محزون میگریست و می گفت: ای دنیای حرام! از من دور شو آیا برای من خود نمایی می کنی؟ یا شیفته من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟ هرگز مباد! غیر مرا بفریب،که مرا در تو هیچ نیازی نیست،تو را سه طلاقه کرده ام تا بازگشتی نباشد.دوران زندگی تو کوتاه،ارزش تو اندک وآرزوی تو پست است.آه از توشه اندک، درازی راه، دوری منزل و عظمت روز قیامت!

چقدر فاصله بین دو عمل دور است: عملی که لذتش می رود و کیفر آن می ماند و عملی که رنج آن می گذرد و پاداش آن ماندگار است.

در شگفتم از بخیل که به سوی فقری می شتابد که از آن گریزان است و سرمایه ای را از دست میدهد که برای آن تلاش میکند.در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می شود.و در شگفتم از متکبری که دیروز نطفه ای بی ارزش و فردا مرداری گندیده خواهد بود. و در شگفتم از ان کس که مردگان را می بیند و مرگ را از یاد برده و در شگفتم ار آن که پیدایش دوباره را انکار می کند در حالی که پیدایش آغازین را می نگرد ودر شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنی را آباد می کند اما جایگاه همیشگی را از یاد برده است.

آن کس که در عمل کوتاهی کند،دچار اندوه گردد و آن را که از مال و جانش بهره ای در راه خدا نباشد خدا را به او نیازی نیست




تاریخ : یکشنبه 97/8/27 | 6:20 صبح | نویسنده : امید |

ندای امید 3

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام، وقت و عاقبتتون بخیر. حتما می پرسید که چرا چند وقته خبری از شعر نیست. قبل از عید بود، تصمیم گرفتم روزی یک شعر بگم و تا آخر امسال کتاب شعری چاپ کنم. اما چون کار سرعتی بود، کیفیت کارها خوب نمی شد. تصمیم گرفتم تا دیگه تا زمانی که طبعم تهییج نشده، شعری نگم. بخاطر همین صبر می کنم تا یک مصراع خودش بیاد. از طرفی ممکنه یک شعر، یک بیتش بیاد اما چند ماه طول بکشه تا تکمیل بشه، چون اگه زود تکمیلش کنم، باز از بیان معانی ناب عاجز خواهم بود. صبر، گوهری ارزشمند است. امام علی (ع): آدم صبور پیروزی را از دست نمی دهد، هرچند روزگار آن طولانی شود. اللهم عجل لولیک الفرج. در پناه حق.




تاریخ : پنج شنبه 97/8/24 | 6:48 صبح | نویسنده : امید |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب

برچسب‌ها وب
ذکر ایام هفته

آرشیو مطالب
امکانات وب